ارتباطات و غرب

خلاصه ارتباطات

خلاصه فصل 10 از كتاب در آمدي بر نظريه ارتباط جمعي  دنيس مك كوايل

مطالعه رسانه هاي جمعي درعلوم اجتماعي وضعيت ابهام آميزدارد.ازيك طرف مي توان پديده كلي ترارتباطات دانست و درعين حال چندين رشته دانشگاهي مدعي پرداختن به اين موضوع هستند.موضوع ارتباطات بسيارگسترده است .توليدات ارتباط جمعي يكي از عناصراصلي فرهنگ جوامع به شمارمي آيد .

طبقات موقعيتهاي ارتباطي:

 1-فرستنده عمومي –دريافت كننده عمومي

2-فرستنده خصوصي-دريافت كننده عمومي

3-فرستنده خصوصي –دريافت كننده خصوصي

4-فرستنده عمومي –دريافت كننده خصوصي

مضمون هاي اصلي نظريه اي رايج رسانه هاي جمعي

باوجود حجيم بودن نظريه هاي موجود نظريه رسانه ها هنوزبسيارناقص است .به جاي احكام روشن درباره ميزان  وجهت گرايشهاي مختلف دررسانه ها فقط قادريم به بعضي مشاهدات موقتي دست بزنيم .علت آن ناكافي بودن شواهد ،تنوع شرايط ،ابهام ودوگانگي است .

ازلحاظ اجتماعي رسانه ها پراكنده سازهستند، ياوحدت بخش؟اين نظريه ازانواع احتمالات ممكن بحث مي كند تا تاثيرمثبت ومنفي .

غيراصلي بودن ووابستگي رسانه ها به علت :1-وابستگي رسانه ها به دولت 2-پاسخگوئي تقاضاي مخاطبان ميباشد3-ويژگي دريافت كنندگان مهم است 4-ارزيابي مردم ازرسانه سطحي است .

رسانه وموضوع تعريف اجتماعي :تعريف درواقع مجموعه اي ازتصورات هستنددرمورد آنچه كه عملا رسانه ها انجام مي دهند.

ابهام وچندگانه گي هدف وپيام رسانه دربين اهداف ،تنش هاي بسياري  وجوددارد ورسانه مي كوشد تا جوهره پيام راتغييردهد وآن را با تقاضاي فرهنگ يا منطبق رسانه اي سازگارمي سازد.

آزادي واستقلال رسانه ها ماهيت نظامها ونهادهاي رسانه اي با آرمان استقلال رسانه اي سازگاراست امابه رسانه امكان ايجاد فاصله با مخاطب مي دهد تا با فاصله گذاري با دوست سفارش دهندگا ن ومنابع وصاحبان رسانه ها .

رسانه وقدرت :هرچه رسانه پايگاه قدرت اجتماعي وسيعتري داشته باشد،بخش بزرگتري ازقدرت آن از خارج رسانه مي آيد رسانه براي آنكه موثرباشد نيازمند مشروعيت اقتدار وحمايت اجتماعي است.

تلفيق عناصر هنجاري وعيني :نظريه رسانه به ناگريز هنجاري است.

تنوع مدلها وشيوه هاي ارتباط :نكاتي درمورد طبقه بندي اهميت بسيار دارد 1-جهت وهدف پيام 2-پذيرش فعال وبا انگيزه پيام 3-نوع استحكام رابطه ميان مخاطب وارتباط ساز.

ارتباط جمعي در اينده ومشكلات نظري جديد :تكنولوژي ها براي كارآتر كردن روش هاي موجود به كاربرده شده اند وبه جهت تغييربنيادي هنوز جنبه هاي پيش بيني وتجربه واستفاده جنبي دارد .

انطباق مفاهيم مدل ها وروشهاي علم ارتباطات

نهادوسازمان رسانه :ازلحاظ توليد محتوي رسانه اي :تغييرات اصلي احتمالا درراستاي جابه جائي محل توليد خواهد بود.

مخاطب:دسترسي بيشتر مخاطب به محتوا همراه با تغييرات محتمل در رابطه ميان فرستنده ودريافت كننده مشكلا ت جديدي را به وجود خواهد آورد.

تاثيرات ارتباطات:پ‍ژوهش درباب تاثير احتمالا هميشه به مفاهيم مدل ها وروش هاي مناسب خود مجهزمي باشد .

محتوا به عنوان اطلاعات :پيش بيني مي شود مطالعه اطلاعات وفرهنگ سرعت روز افزوني بگيرد مخصوصا بااستفاده از كامپيوتر.

موضوعات نوپديد براي نظريه هنجاري ارتباطات جمعي :يكي از وظايف نظريه مناسب علم ارتباطات فراهم آوردن مفاهيم واستدلالهائي براي پاسخگوئي به مشكلات هنجاري است.

تكنولوژي جديد همچون ايدئولوژي :پيشرفت اجتماعي از گسترش انواع ارتباطات ناشي مي شود وبه شكل آزادي ورضايت خاطر بيشتر فردي بروز مي كند. تهيه چارچوبي براي ازمون نظريه ها تحت شرايط موجود در جوامع اطلاعاتي مي باشد.

مسائل اجتماعي –فرهنگي درمقابل اهداف اقتصادي –تجاري :عوامل اقتصادي تجاري حداقل به اندازه عوامل اجتماعي فرهنگي موثراست. درآينده منشاء مشكلات ازنظردسترسي به اطلاعات وتوانايي استفاده ازآن به وجود خواهد آمد.تقاضاي بيشتر براي دسترسي به مجاري جديد فرستنده ودريافت كننده اطلاعات به معناي وسيع به وجودخواهد آمد.

آينده سياست گذاري ارتباطي :كنترل انحصاري بخش دولتي ،ايجاد محدوديت براي انحصارات خصوصي ،انواع ساماندهي قانوني، انواع حمايت هاي مالي ، توافق هاي بين الملي درمورد فني وفرهنگي .

خلاصه مقاله بشير

معنا شناسي جديد ارتباطات :مفهوم ارتباطات نيازمند تعريفي مناسب تر وجامع تر است.ازمشكلات جدي درتعريف ارتباطات بديهي بودن معناي آن درهمه ابعاد زندگي است. هدف اين مقاله تعاريف ومعاني مختلف مفهوم ارتباطات با استفاده ازروش تحليل معنا شناسي .

ارتباطات :مفاهيم اصلي درعلوم اجتماعي به ويژه علوم ارتباطات درعصركنوني است.

فرهنگ :پيچيده ترين واژه اي كه تاكنون درعلوم اجتماعي مورد بحث وبررسي قرار گرفته است .

لوئي دولو :فرهنگ مركز برخورد افكار وعقايد است .

ال كروبروكلايدهون :تاكنون براي اين واژه 164تعريف مشخص شناسائي كرده اند. مايكل پين :اصطلاحي است با كاربرد نامحدود كه مي توان آن رابه هرچيزاطلاق كرد. ادوارد هال :اطلاعات به اشتراك گذارده شده درباره رمزگذاري، ذخيره سازي وبازيابي آن اطلاعات .

هال فرهنگ ارتباطات را تعريف مي كند همان طور كه ارتباطات فرهنگ راتعريف مي كند.

پروسر :فرهنگ وارتباطات تجزيه ناپذيرند .هال :80تا 90درصد ارتباطات زباني نيست، بلكه كلمات چيزهائي مادي و رفتار است .

هابر ماس :اغاز فرهنگ، ارتباطات است. خلق ارتباطات به زمينه فرهنگي مناسب نيازمند است .

ليتل جان :ارتباط هميشه دريك زمينه ايجاد مي شود وماهيت اتباط به ميزان زيادي به همان زمينه بستگي دارد.

وود:بزرگترين نظامي كه ارتباط را تحت تاثير قرار مي دهد همان فرهنگ است .

چرخه به هم پيوسته فرايند توليد وانتقال معنا در فرهنگ وارتباطات :رسانه در قلب و مركز اين فرايند است.

رسانه در شناخت ودرك عموم از جهان تاثير دارد .واسطه ميان آگاهي هاي فردي وساختارهاي گسترده تر اجتماعي وسازنده معناست.

دروين:رسانه ها راه را هموار مي سازند تا مردم درباره جهان پيرامون خود آگاهي يابند.

گيدنز:رسانه ها زمينه ساز نگرشهاي اجتماعي هستند.

تحولات تاريخي –مطالعاتي مفهوم ارتباطات :از زمان جنگ جهاني دوم شروع شده است .مطالعات انجام شده دراين زمينه :ازنگاه مكانيكي ورياضي تا نگاه معناشناسانه طبقه بندي مي شود .تحول ديدگاه هاي مختلف ارتباطات بردومكتب استوار است:الف :فرايند انتقال پيام .ب :توليدوتبادل معاني

نظريه رياضي شانن وويور:محورهاي قدرت وشناخت. به نظريه رياضي ارتباطات معروف است .شانن مي گويد:نظريه اي رياضي درباره ارتباطات است .وويور مي گويد:ارتباطات فراگردي است كه طي آن يك فكرروي ديگري تاثير مي گذارد .اين نظريه آغاز ظهورمكتب فرايند انتقال پيام است .ارتباط را فرايندي ساده وخطي نشان مي دهد .پيام دراين نظريه :از طريق مجرا وازمنبع به مقصد وازفرستنده به گيرنده حركت مي كند

الگوي دوبعدي گربنر:(محورهاي شناخت ،قدرت ،موقعيت )

برمبناي بعد ادراكي يا دريافتي وبعد ارتباط برقرار كردن با وسائل وكنترل استواراست.

تفاوت الگوي جورج گربنروشانن :جورج گربنر :پيام رابه واقعيت كه درباره چيزي است مربوط مي كند.

هردوبعد ادراكي وكنترلي مجددا براهميت دوعامل شناخت وقدرت درلحظه ارتباط تاكيد دارد.

الگوي پنج مرحله اي لاسول (محورهاي تاثيرگذاري وتغيير)

برپايه چه كسي، چه مي گويد،دركدام مجرا، باچه كسي وباچه تاثيري طراحي شده است.

پايه فرستنده :چه كسي ،پايه گيرنده:باچه كسي

موضوع تاثيرگذاري دراين الگوجديداست ،تعبيرلفظي ازهمان الگوي شانن وويراست.

الگوي سه ضلعي نيوكامپ :(اطلاعات وشناخت )

برپايه تاثيرارتباط درجامعه يا روابط اجتماعي استواراست.داشتن اطلاعات اوليه يا شناخت اوليه براي حركت ارتباطي ازويژگي هاي مهم اين الگواست .تفاوت جدي با لاسول "خطي "وشانن ووير"خطي "دارد

الگوي وستلي ومك لين :(محورهاي اطلاعات وقدرت )

بر پايه نيازاجتماعي به اطلاعات طراحي شده است .اطلاعات عامل اصلي ارتباط است.قراردادن دروازه بان درمسيرحركت پيام ازطرفي وتعامل فرستنده ودروازه بان براي شكل گيري پيام وانتقال آن به گيرنده .اعتقاد به قدرت كه تعين كننده گفتمان مرتبط با پيام است.

الگوي ياكوبسن :(محورهاي رمز زمينه  موقعيت )

دوعنصرمهم را وارد مفهوم ارتباط مي كند ،يكي بحث معنا ورمز نهفته درپيام وديگري زمينه خلق پيام .ازيك طرف به الگوهاي خطي وازطرف ديگر به الگوهاي سه ضلعي شباهت دارد .شكل گيري پيام رادر بستر زبان تحليل مي كند.لحظه تماس اهميت خاص دارد.

تعاريف مختلف مفهوم ارتباطات :دنس ولارسن براي واژه ارتباط 126تعريف كرده اند. دنس دريك مطالعه ديگر 15تعريف راازبين آنها انتخاب واساسي معرفي كرده است. مقاله حاضراين 15تعريف را اساس تحليل خود قرار داده است كه عبارتست از :1-نماد،لفظ ،سخن ،2-فهميدن وادراك ،3-كنش و واكنش ،4-كاهش عدم قطعيت، 5-فرآيند يافراگرد،6-انتقال جابجائي تبادل ،7-مرتبط كردن بسته بندي كردن ،8-اشتراك همانندسازي ،9-كانال  حامل وسيله مسير ،10-تجديد ياهمانندسازي خاطرات ،11-پاسخ تبعيض آميز "واكنش متفاوت "تعديل كننده رفتارواكنش تغيير ،12-محر ك،13-آگاهانه ازروي قصد ،14-زمان موقعيت ،15-قدرت.

تحليل زبان شناختي ومعناشناختي :ازعوامل مهم تحول درپژوهش هاي ارتباطي غلبه رويكرد كيفي بر رويكرد كمي .

ديدگاههاي دانشمندان ارتباطات درباره شيوه انتقال پيام :تغيير مسير پژوهش هاي ارتباطي از كمي به كيفي است .ديويدبرلو :معني درانسان وجود دارد نه دركلمات .زبان شناسان برخلاف برلو معنا را درزبان ون اقابل انتقال درحوزه زبان مي دانند.درحوزه معنا دونوع معنا رابررسي مي نمائيم 1-رابطه واژه نص ومعنا2-معنا در نظام معنا:رابطه معني بامعنا سنجيده مي شود.

استنلي فيش :معناي متن درزمينه خاص به وجود مي آيد وموقعيت مند است. معني دركنه اوضاع واحوال قراردارد. اصولا معنا درتقابل بامعني به كارميرود، معني به معني واژه گاني ونهايتا جمله مي پردازد، معنا خوانش وتعبيري است كه از يك متن شكل مي گيرد. تحليل گفتمان نوعي از معناشناسي غيرآماري است  تحليل محتوي متكي بر معناشناسي آماري است .

مراحل پنج گانه ارتباط

1-شناخت :نظريه مديريت اضطراب –عدم قطعيت گاديكانست

 2-تبادل :كلام تنها نوعي از نشانه هاي قراردادي است كه مبادله مي شود-تبادل بدون شناخت محقق نمي شود.

3-تغيير:تعديل دربرداشت نتيجه، ايجاد تغيير در گيرنده برپايه تبادل وشناخت اوليه است.هدف ازايجاد تغيير در حركت ارتباطي :هماندسازي ونمادسازي جديد بر مبناي اشتراكات

4-همانندسازي

5-قدرت :آخرين مرحله ازفرايند ارتباط مي باشد ،مي توانداولين مرحله هم باشد.

مطالعه مقايسه اي محورهاي الگوها وتعاريف ارتباطي :دراين مقاله 6الگوو15-تعريف درباره ارتباطات مطرح شده است.

تعريف پيشنهادي ارتباطات :مبادله وشناخت همراه با قدرت است كه هدف ازآن تغيير با هدف همانند سازي درموقعيت هاي مختلف است .

گاديكانست :اگردرمرحلي اي از فرايند ارتباطي درجه اضطراب از آستانه بيش از حد"ماكزيمم "فراتر رود يا از آستانه كمترين حد"مينمم "پايين تر آيد هيچگونه ارتباطي برقرار نمي شود.

خلاصه فصل سيزده ومباحث مشترك از فصل چهاردهم از كتاب ارتباطات تانكارد

نظريه كاشت :جورج گربنرطولاني ترين وگسترده ترين برنامه پژوهش اثرهاي تلويزيون را انجام داد، كه نظريه كا شت را پرورش داد .مخاطب از مواجهه با پيامهاي مشابه چيزي را توليد مي كند كه گربنرآنرا كاشت ناميده است .نظريه كاشت :بابررسي بينندگان كم مصرف وپرمصرف تلوزيون دريافت كه رسانه ها ديدگاه هاي يكساني از واقعيت هاي اجتماعي مي دهند ومخاطبين بر اثرآن فرهنگ پذير مي شوند. تماشاگران پر مصرف نسبت به تماشاگران كم مصرف حس شديدتري از خطر وناامني از تلويزيون دريافت مي كنند.هيرش به نظريه كاشت انتقادي وارد كرد،اومعتقد بود كه گربنرنتوانسته ساير متغيرها را به خوبي كنترل كند .گربنردرپاسخ به هيرش دو مفهوم متداول سازي (تماشاي بيش از حد منجربه تقارن ديدگاه ها درگروه مي شود )وتشديد (زماني روي مي دهد كه اثركاشت در گروه خاصي ازجمعيت بيشتر مي شود)رااضافه كرد .رابين پرس وتيلور دريافتند كه سن ،جنس ،پايگاه اجتماعي واقتصادي ،قصدتماشاي تلويزيون ،واقع گرائي متصور،بهتراز متغيرمواجهه با تلويزيون اعتماد به ديگران را پيش بيني مي كند .يعني مخاطب تلويزيون رامخاطب فال درنظرگرفتند.

نظريه استفاده ورضايتمندي :رويكرد استفاده وخشنودي نكته بسيارمهمي رابه ما يادآوري مي كند.افراد ازرسانه ها براي مقاصد بسيارمتفاوتي استفاده مي كنند تاحدود بسيارزيادي استفاده كننده ارتباط جمعي تحت كنترل قراردارد .رويكرد استفاده وخشنودي مي تواند پادزهرتاكيد بر مخاطب منفعل وتاكيد بر متقاعدسازي باشد .اليهو كاتزدر مقاله براي نخستين بار استفاده ورضامندي رامطرح كرد رويكرد استفاده ورضامندي با نظريه آزادي گرا وبرداشتهاي جان استوارد ميل از عقلانيت انساني تطبق پيدامي كند .مهمترين فرضيه نظريه بر اين نكته تاكيد مي كند كه انتخاب مخاطب آگاهانه وبر اساس انگيزه است ومخاطب دربيشترمواقع كاملا فعال است .مهمترين هدف آن بررسي چگونگي  انتخاب دريافت و شيوه  عكس العمل مخاطبين است .اثرها ممكن است وابسته يا مرتبط با نيازهاي وانگيزهاي مخاطبين باشد .بلامر ومك كوئين به عنوان راهبرد محلي پژوهش ازاين رويكردرانتخابات عمومي سال 1969انگلستان استفاده كردند .

طبقه بندي نيازها واستفاده افراد از رسانه ها

دسته بندي اول :الف : فوري  ب:تاخيري

دسته بندي ديگر 1-اطلاعاتي –اموزشي 2-تخيلي –فراغتي

دسته بندي مك كوئيل وبلامر:1-فراغت 2-روابط شخص 3-هويت شخص 4-نظارت

كارتز گورويچ هاس وكاركردهاي اجتماعي وروانشناختي رسانه جمعي رادر دسته هاي زير قرار دادند: 1-نيازهاي شناختي 2-نيازهاي عاطفي 3-نيازهاي انسجام بخش 4-نيازهاي گريز از تنش

در انتهاي دهه 1970 پژوهشگران به مسئله رضامندي هاي طلب شده ورضامندي هاي كسب شده از رسانه ها روي آوردند.

انتقادات از نظريه استفاده ورضامندي:1-غير نظري بودن2-ابهام در مفاهيم اصلي 3-جز يك رويكرد جمع آوري اطلاعات نيست4- توجه زياد به فرد 5-تاكيد بر نياز بدون توجه به ساختار اجتماعي وجايگاه رسانه6-هميشه هدفمند نيست اين نظريه هم اكنون مي كوشد كه فرهنگ وافراد مخاطب جامعه رامطالعه كند

رابين وويندال نظريه استفاده ووابستگي رامطرح كردند .افراد رادر نظامهاي اجتماعي قرار مي  دهد ،نظام هائي كه كمك مي كنند نيازهاي افراد شكل بگيرد .مواجهه با ارتباطات جمعي ممكن است هميشه سنجيده وهدفمند نباشد .تلويزيون وفيلم درمقايسه با مطالب چاپي به خاطر ماهيت تصوري كه دارند بيش تر احتمال دارد كه واكنش هاي شناختي وعاطفي همسان تري در مخاطبان ايجاد كنند.

نظريه شكاف آگاهي :براي اولين بار توسط تيكنور ،دونوهودرمقاله اي به نام درجريان رسانه هاي جمعي و رشد تفكيكي درآگاهي مطرح شد .فرض اصلي دراين نظريه اين است كه وقتي ريزش اطلاعات رسانه هاي جمعي به نظام اجتماعي افزايش مي يابد ،بخش هائي از جمعيت با پايگاه اجتماعي اقتصادي بالاتر ،سريعتر از بخش ها يا پايگاه اي پائين تر اين اطلاعات را كسب مي كنند ،به طوري كه شكاف درآگاهي ميان اين بخشها به جاي اين كه كاهش يابد افزايش پيدامي كند .وسائل ارتباط جمعي ممكن است عملا اثرافزايش شكاف آگاهي ميان افراد گروههاي اجتماعي مختلف باشد.

برنامه خيابان سسام براي كودكان پيش دبستاني محروم  ساخته شده بود كه نشان داد شكاف ميان كودكان ممتاز ومحروم بسته نشده بود .با تماشاي برنامه ،شكاف آگاهي گسترش يافته بود.

شكل هاي عملياتي فرضيه

 1-باگذشت زمان كسب آگاهي ازموضوعي كه عموميت بسيار يافته است درميان افرد تحصيل كرده سريع ترازكسب آن درميان اشخاص باتحصيلات كم است.

 2-دريك زمان معين بايد همبستگي بالاتر ميان كسب آگاهي وتحصيل در مورد موضوع هائي  كه دررسانه ها عموميت زيادي يافته اند وجود داشته باشد.

دلايل ممكن براي شكاف آگاهي  :1-توانائي ارتباط متفاوت افراد پايگاههاي اجتماعي اقتصادي 2-ميزان اطلاعات ذخيره شده يا آگاهي قبلي متفاوت 3-تماس اجتماعي مناسبتر طبقه اجتماعي اقتصادي بالاتر 4-مكانيسم هاي مواجهه گزينش ،پذيرش وحفظ ممكن است دخيل باشد 5-ماهيت رسانه با اشخاص داراي پايگاه اقتصادي بالاتر سازگاراست.

اصلاح فرضيه :1-هنگامي كه درموضوع محلي تعارض وجود داشت باشد ،احتمال دارد شكاف كاهش يابد 2.-شكاف اجتماعي دراجتماعات متكثر كه منابع اطلاعات متعدد است بيشتر از اجتماعات همگون است. 3-وقتي موضوعي اثرفوري وقوي دارد احتمال شكاف كاهش پيدا مي كند.

اتما و كلين دو تبيين شكاف آگاهي رامطرح كردند :1-شكاف آگاهي به خاطر مهارتهاي ارتباطي وعوامل مرتبط باپايگاه اقتصادي است. 2-شكاف آگاهي به خاطر تفاوت درانگيزش است .

تلويزيون ممكن است قدرت ويژه اي براي بستن  شكاف يا جلوگيري ازگسترش آن داشته باشد.

عموميت فرضيه :راجرز گفته است ":شكاف بايد دراثرهاي نگرش و اثرها ي رفتاري آشكار به كارگرفته شود نه اينكه فقط دراثر برآگاهي استفاده شود .وك لئوباي دورال بررسي شكاف يا متغيرموازنه مشاركت سياسي آگاهانه را انجام دادند وپنج كاركردريافت: 1-انگيزه مداخله 2-افزايش آگاهي 3-تسهيل تصميم گيري باروشن كردن مسائل ونظايرآن 4-انگيزش مشاركت درشكل پيكارگري ونظاير آن 5-تحكيم وابستگي به نظام سياسي انتزاعي تر.

جنووا و گرينبرگ دريافتند شكاف آگاهي خيلي بيشتر از پايگاه اجتماعي اقتصادي يا تحصيلات با مخاطب رابطه دارد.علاقه اعم از شخصي واجتماعي است.

شكاف نفوذ برانتگارد به بررسي اثر بر حفظ اطلاعات واثر بر انتشار اطلاعات به جاي توجه صرف به آگاهي پرداخت.براساس مطالعه وي افراد با تحصيلات بالا نسبت به كساني كه تحصيلات كمتري دارند ،كمتر در معرض اطلاعات بودند ونيزهر دو گروه در حفظ اطلاعات يكسان بودند. از نظرانتشار اطلاعات وفعاليت سياسي افراد داراي تحصيلات بالاتر بيشتر از افرادي بودند كه تحصيلات كمتري داشتند ،بودند. بنابراين شكاف پديده همگن نيست .افراد با تحصيلات بالاتر بيشتر  مي تواند اطلاعات منتشركنند به اين ترتيب بامعرفي عقايد خود درتصميم گيرندگان نفوذ مي كنند.

شكاف آگاهي وفناوري جديد :اثراين فناوري ها بر سطح آگاهي عموم هنوز مشخص نيست .بسياري از اين فناوري ها گران هستند وبيشتر دردسترس افراد مرفه هستند .به اين دليل ممكن است اين انقلاب درفناوري درارتباطا ت ،گسترش اين شكاف آگاهي باشد.

انتقاد از فرضيه: 1-مبتني بر پارادايم ارتباطي ،منبع ،ارسال پيام به دريافت كننده است وتصورات خاص راپنهان مي كند .2-تاكيد بر دستكاري واعمال نفوذ درجهت اهداف ،اين رويكرد به تشخيص "سرزنش قرباني "منجر مي شود .

 

اعظم ذوقي دانشجوي رشته تبليغ وارتباطات فرهنگي

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 19 خرداد1391ساعت 21:6  توسط ذوقی  |