مدرنیته ارتباطی (جلسه سوم)
بسم تعالی
تلخيص کتاب «تعامل دين، فرهنگ و ارتباطات»: دکتر ابراهيم فياض، صص 305-325.
معناشناسي کلمهي ارتباطات
در فرهنگ علوم اجتماعي آمده است: ارتباط عبارتست از انتقال واقعيات، اعتقادات، واکنشهاي عاطفي يا ساير ادراکات بين انسانها يا انتقال اطلاعات از يک فرد يا گروه به فرد يا گروه ديگر است. ارتباط شالودهي ضروري هرگونه کنش متقابل اجتماعي است. در ارتباطات رو در رو، ارتباط با استفاده از زبان و نيز به وسيلهي حرکات بدني متعددي صورت ميگيرد که افراد آنها را در درک گفتار و رفتار ديگران ترسيم ميکنند. با پيدايش و توسعهي خط و رسانههاي الکترونيکي، مانند راديو، تلويزيون يا سيستمهاي انتقال کامپيوتري، امر ارتباط تا اندازهاي از زمينههاي مستقيم روابط اجتماعي رو در رو جدا ميشود.
برخي روش شناسان ميگويند: شايد مهمترين پژوهشهاي پديدارشناسي دربارهي ارتباطات باشد، چراکه بر اساس ميان ذهني کار ميکند (يعني فهم معناي هر فرد يا تفسيرهاي او با زيست جهان است و ديگران نيز ميتوانند به اين معاني دسترسي پيدا کنند).پديدارشناسي نه تنها در ارتباط با قابليت ارتباط ذهني به کار ميرود، بلکه دربارهي ماهيت متن ارتباطي نيز به کار ميرود (فياض، 1389، صص308-309).
ريشهي ارتباطات در ارتباط آن با مذهب و فرهنگ است. در قرن نوزدهم، اصطلاح ارتباط وارد گفتار عاميانه شده است و مانند اکثر ديگر واژههاي فرهنگي غيرمذهبي، منشأ مذهبي دارد. ديدگاه انتقالي ارتباط با استفاده از عباراتي مانند ابلاغ کردن، فرستادن، منتقل کردن يا اطلاع رساني تعريف شده و از استعارهي جغرافيا يا حمل و نقل سرچشمه گرفته است. ارتباط فرايندي است که به موجب آن پيامها در بعد زمان، ارسال و توزيع ميشوند تا وسيلهاي براي غلبه بر فاصله ميان انسانها باشند. تعريف ارتباط در اين مفهوم، از عباراتي نظير قسمت کردن، مشارکت، اتحاد، رفاقت، و داراي اعتقادي مشترک بودن بهره ميبرد. از ديدگاه مذهبي، ارتباط، نه به گسترش ارتباطات در بعد مکان، بلکه به حفظ جامعه در بعد زمان، و نه به عمل ابلاغ اطلاعات، بلکه به بازنمود باورهاي مشترک معطوف است.
بسم تعالی