نظریه ها و نگرش های متفاوت در قبال ارتباطات و توسعه
درپیگیری تحولات مربوط به ارتباطات و توسعه می توان به سه مقوله از آثار و دیدگاه هایی که از دهة 1950 بر این حوزه حاکم بوده اند، اشاره کرد. اولین نگرشی که در دو دهة 1950 و1960 حاکم بوده است به ارتباطات و توسعه از جنبة رابطه علت و معلولی می نگرد. این دیدگاه رابطه مؤلفه های ارتباطی و کل فرایند توسعه را بر پایة روابط علیتی می بینند. مشخصة این دیدگاه بحث بر سر این مسئله است که کدامیک (ارتباطات یا توسعه) اول به وجود می آیند و کدامیک سبب پیدایش دیگری است. دومین نگرش عمدتاٌ به موضوعی می پردازد که می توان آن را تحلیل هزینه – فایده ویا سودگرایی خواند. در این دیدگاه ، نقش یک رسانه خاص یا یک استراتژی ارتباطی در خدمت توسعه و تغییر اجتماعی، پایة نگرش همه جانبه است. سومین نگرش موجود با تحلیل زیرساخت ها سر و کار دارد.
مسیرهای جایگزین:تکنولوژی به مثابة فرهنگ
مسیرهای جایگزین:تکنولوژی به مثابة فرهنگ
در این فصل به جلوه هایی از سنت اروپایی که از لحاظ جغرافیایی به خط سیرهای متمایز آلمانی، بریتانیایی و فرانسوی تقسیم شده است پرداخته شده و به این نکته تأکید شده که آنچه خط سیرهای متفاوت تفکر اروپایی در باب رسانه ها را به هم پیوند می دهد این اندیشه است که تکنولوژی رسانه ای صرفاُ یا حتی عمدتاُ فرهنگ را منتقل نمی کند بلکه تکنولوژي خود فرهنگ است. همانطور که در فصل قبل مطرح شد بنیان تکنولوژي کاربرد آن است. تکنولوژي رسانه ای از طریق کاربرد آن شکل های خاصی به خود می گیرد بنابراین لازم است بررسی کنیم که کاربرد تکنولوژی را چگونه میتوان تحلیل کرد؟
بسم تعالی