تلخیص از کتاب نظریه ها و پژوهش های ارتباط جمعی؛ الکسیس تن
بخش هشتم کتاب که در فصل دوم قرار دارد به بررسی ویژگی های پیام که بر اقناع مخاطب تاثیر می گذارد می پردازد.
تلخیص از درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی؛ دنیس مک کوایل
از یک زاویه ارتباط جمعی را می توان حالت خاصی از پدیده کلی تر ارتباطات انسانی دانست و از زاویه ای دیگر، چندین رشته دانشگاهی از جمله جامعه شناسی، علوم سیاسی، روان شناسی اجتماعی و حتی رشته های علوم انسانی، مدعی پرداختن به این موضوع به عنوان یکی از حوزه های مورد علاقه خود هستند. حتی اگر در درجه اول موضوع رسانه را موضوعی مربوط به ارتباطات بدانیم از ابهام جایگاه آن در میان رشته های موجود کاسته نخواهد شد.
تلخیص از درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی؛ دنیس مک کوایل
از یک زاویه ارتباط جمعی را می توان حالت خاصی از پدیده کلی تر ارتباطات انسانی دانست و از زاویه ای دیگر، چندین رشته دانشگاهی از جمله جامعه شناسی، علوم سیاسی، روان شناسی اجتماعی و حتی رشته های علوم انسانی، مدعی پرداختن به این موضوع به عنوان یکی از حوزه های مورد علاقه خود هستند. حتی اگر در درجه اول موضوع رسانه را موضوعی مربوط به ارتباطات بدانیم از ابهام جایگاه آن در میان رشته های موجود کاسته نخواهد شد.
«فرایندهای اثرگذاری رسانهها»
بسم الله الرحمن الرحیم
خلاصه فصل نهم کتاب درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی؛ دنیس مک کوایل
«فرایندهای اثرگذاری رسانهها»
تاریخ طبیعی تحقیق و نظریهپردازی در مورد تاثیر رسانهها
مرحله اول: رسانههای با قدرت مطلق
این مرحله از ابتدای قرن تا اواخر دهه 1930 است. رسانهها در این مدت قدرت شکلدهی به عقاید و تغییر و ترویج عادات را دارند.
مرحله دوم: به آزمون گذاشته شدن نظریه رسانههای با قدرت مطلق
از آغاز دهه 30 تا اوایل دهه شصت میباشد. کپلر در کتاب خود مینویسد: «ارتباط جمعی معمولا علت لازم و کافی و تاثیرپذیری مخاطبان نیست، بلکه تاثیر از طریق شبکهای از عوامل میانجی واقع میشود».
مرحله سوم: بازگشت به رسانههای قدرتمند
گروهی از اندیشمندان، نظریه حداقل تاثیر یا بیتاثیری را نپذیرفتند و رسانه را ابزار مهم اعمال قدرت سیاسی و اجتماعی میشمردند. ظهور تلویزیون و تاثیرات آن بر زندگی اجتماعی، از دلایل این اعتقاد است.تولید فرهنگ رسانهای: نهاد، سازمان و نقش رسانهها
بسم الله الرحمن الرحیم
خلاصه فصل ششم کتاب درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی؛ دنیس مک کوایل
تولید فرهنگ رسانهای: نهاد، سازمان و نقش رسانهها
شرایط تولید فرهنگ رسانهای
در این قسمت هدف آن است تا بدانیم فعالیت ارتباطسازان معین در چارچوب سازمانهای رسانهای خاص چگونه است.
«نظریههای هنجاری ساختار و عملکرد رسانهها»
بسم الله الرحمن الرحیم
خلاصه فصل پنجم کتاب درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی؛ دنیس مک کوایل
«نظریههای هنجاری ساختار و عملکرد رسانهها»
شش نظریه در این خصوص، در این فصل از کتاب، مطرح شده است که مختصرا تشریح می شوند:
نظریه اقتدارگرا:
اصول اساسی این نظریه عبارتند از:
تبلیغات در آیینه آینده
*تماشا شدن در رسانه های تعاملی و سوء استفاده از خود افشاگری
از زمانی که محققان علم ارتباطات شروع به بررسی شیوه هایی کردند که مخاطبان تلوزیونی کار انجام می دهند،بیش از دو دهه می گذرد. برطبق یک تئوری جامع ارائه شده ، مخاطبان به واسطه تماشای پیام های بازرگانی گنجانده شده در بین برنامه های تلوزیونی عمل تماشا کردن را انجام می دهند. در این، مقاله محقق ارتباطی، مارک اندر جویس معتقد است که در فضای رسانه های تعاملی امروزین، مخاطبان عمل تماشا شدن را نیز تجربه می کنند. به عبارت دیگر به سبب تجاری شدن اطلاعات شخصی مشتریان در جهت مطالبات رایجشان ، مخاطبان منبعی ارزشمند از نیروی کار را برای شرکت ها و موسسات فراهم می کنند. به نظر اندر جویس[1]، این سیستم مبتنی بر نیروی تعادل برابر بین کنترل کنندگان ابزار رقابت و مخاطبان است. این امر گستره سوالات درباره ی امکان برقراری دموکراتیک ارتباطات اینترنتی را افزایش می دهد.
فوتبال در آينه رسانه
يكي ازنظريه هاي مهم ارتباطات نظريه برجسته سازي است .نظريه برجسته سازي مدعي تاثيررسانه هابرشناخت ونگرش مردم وتعيين اولويت هاي ذهني انان ازطريق انتخاب وبرجسته ساختن بعضي از موضوعات ورويدادهادرقالب خبر وگزارش خبر ي است .به اين معنا كهرسانه ها بابرجسته ساختن بعضي ازموضوع هاورويدادهابرآگاهي واطلاعات مردم تاثير دارند.گرچه نمي توانند تعيين كنندكه مردم چگونه بينديشند اما ميتوانند تعيين كنندكه درباره چه بينديشند.
منظورازبرجسته سازي رسانه ها اين است كه رسانه هابه ويژه دراخباروگزارش هاي خبري وبرنامه هاي مستند اين قدرت را دارند كه توجه عموم رابه مسايل وموضوعات معين ومحدود معطوف سازندوازمسايل وموضوعات ديگر چشم پوشي كنند حاصل كار اين ميشود كه بعضي ار مسايل خاص بسياري از مردم در سپهر عمومي وخارج از قلمرورسانه ها به بحث گذاشته مي شود درحالي كه به مسايل وموضوعات ديگر توجه نمي شود.
امروزه ورزش يكي از مباحث مهم وكارامددرايجاد نشاط وشادابي ورفع مشكلات روحي ورواني درجامعه مي باشدكه احساس اين كار آمدي واهميت درسالهاي اخير با گسترش ارتباطات ورسانه بيشتر ملموس وبراي سلامتي جامعه ضروري و مهم مي باشد.
رسانه ها با اطلاع رساني وافزايش پوششهاي خبري ومطرح كردن حواشي وخبرهاي ورزشي باعث توجه بيشتر مردم به ورزش و همچنين تاثيرات مثبت وايجاد روحيه شادابي ونشاط در جامعه شده است.امادرميانه ورزشهاي مختلف نگاه رسانه به ورزش فوتبال متفاوت ازساير ورزش هاست.رسانه ها با برجسته نمودن فوتبال نسبت به ساير ورزش ها خصوصا ورزش هاي ملي وسنتي مانند كشتي ،وزنه برداري، ورزش باستاني وهمچنين ورزش هاي مورد تاكيد اسلام مانند شنا، تيراندازي، اسب دواني نگاه نوجوانان وجوانان رابه ورزش فوتبال معطوف داشته است .
متاسفانه در سالهاي اخير فوتبال از يك ورزش وسرگرمي بيرون آمده وبه صورت يك ارزش اجتماعي وملي ويك كالاي تجاري شده است خصوصا اين كه حواشي هاي اخلاقي هم دربرداشته است.نوجوانان ونوجوانان جامعه ما قهرمانان اصيل وملي سرزمين مان را مانند جهان پهلوان پورياي ولي، جهان پهلوان تختي راكه هم در ورزش وهم دراخلاق قهرمان بودند كمترمي شناسند ودر عوض بهترين بازيكنان، گل زنان ودروازه بانان باشگاه هاي اروپايي را به خوبي مي شناسند .
بسستن قرار دادهاي كلان با بازيكنان علاوه بر ايجاد فاصله اجتماعي وطبقاتي فوتباليست ها باساير اقشار جامعه نوجوانان وجوانان را ترغيب وتشويق مي كند به سمت اين رشته ورزشي نه براي سلامتي وتندرستي وياگذران اوقات فراغت بلكه براي كسب اعتبار، شهرت، قدرت و....تلاش كنند وبري انان به آرزوي ديرينه مبدل شود
فرايند برجسته سازي ازسه اولويت رسانه، عمومي وسياسي ورابطه اين سه شكل مي گيرد
1-اولويت رسانه :درسالهاي اخير به خاطراهميت نقش رساته هانقش فوتبال هم پر رنگ تر شده است واين رسانه ها بودند كه باعث شدند ورزش فوتبال از يك ورزش ساده مانند ساير ورزش ها به يك ورزش ملي وجهاني درايد توجه اكثريت را به خود جلب نمايد .اختصاص بيشترين وقت برنامه هاي ورزشي به اين ورزش گواه اين مطلب است .
2-اولويت عمومي:اكثريت نوجوانان وجوانان وحتي ساير مردم مسابقات واخباروحواشي فوتبال رادنبال مي كنند وان رابه ورزش عمومي مي دانند كودكان ونوجوانان ازفرصتهاي مختلف به اين ورزش روي مي اورند وان رابرساير ورزشها ترجيح مي دهند.
3-اولويت سياسي :اين ورزش به عنوان يك ورزش جهاني وملي براي كشورها ودولتها مهم تلقي شده است ودرسطح بين الملل كشوري كه در فوتبال سرآمد باشد به نوعي كشوري قوي ترازساير كشورهاست ودولت ها در برخي مواقع به عنواين حربه سياسي ازان استفاده مي كنند ونفع دولت ها دراهميت دادن به اين ورزش است.
به طور كلي ميتوان گفت كه رسانه نتوانسته رسالت اصلي خود آگاهي بخشي درمورداين ورزش كه به دست آرودن سلامتي ونشاط است به خوبي ايفا كند.
"در ضمن بررسي اين مساله را مي توان با ساير نظريه هاي ارتباطات مانند نظريه كاشت،تزريق گلوله اي(سوزني )و....بررسي كرد.
مدل ارتباطی برلو ومعنی وارتباط آن با اختلاف زوجین
مدل ارتباطی برلو ومعنی وارتباط آن با اختلاف زوجین
اعظم ذوقي
مدل ارتباطی برلو، که وی آنرا در سال 1960 طراحی کرد، بهتفصیل درباره فراگرد ارتباطات انسانی توضیح میدهد.
مدل برلو حاوی چهار عنصر "منبع"، "پیام"، "کانال" و "گیرنده" است. "منبع" و "گیرنده" هرکدام دارای مهارتهای ارتباطی، نگرش، دانش، فرهنگ و سیستمهای اجتماعی هستند. "پیام"، به رمز، محتوا، نحوه ارائه، عناصر و ساخت، تقسیم میشود. "کانال" نیز شامل دیدن، شنیدن، لمس کردن، بوییدن و چشیدن است.( ویلیام.پی آلستون، ؛ فلسفه زبان،ص44-46)
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
برلو مدل خود را شرح و بسط میدهد تا رابطهی میان ارتباط و معنا را نشان دهد. او تأکید میکند که عناصر ساختار زبان، بهخودی خود معنا ندارند. او در مبحثی با عنوان "معنی معنی" مینویسد: «ما زبان را برای بیان و بیرون آوردن معنیها بهکار ميبریم؛ در واقع این کارکرد اصلی زبان است. معنی، چیزی ذاتی و جدانشدنی از بسیاری از تعاریف زبان است. بهروشنی مشخص است که معنی، وابسته به کدهایی است که ما در ارتباط انتخاب میکنیم.»
او میگوید که معنیها در پیامها و چیزهای قابل کشف نیستند. در واقع کلمات در نهایت هیچ معنایی نمیدهند؛ بلکه معنیها فقط در آدمها هستند، که مسبّب پاسخها میشوند. آنها چیزهایی شخصی و درون ارگانیسم انسانند. معناها آموخته میشوند؛ آنها داراییهای ما محسوب میشوند؛ ما معنیها را یاد میگیریم، بر آن میافزاییم، آنها را نابود میکنیم؛ اما قادر به یافتنشان نیستیم. آنها در ما هستند نه در پیام. خوشبختانه معمولا ما افرادی را مییابیم که معنیهایی مشابه معنیهای ما دارند و در نتیجه با آنها میتوانیم ارتباط برقرار کنیم. آنانی که با یکدیگر تشابه معنایی دارند، میتوانند ارتباط برقرار کنند و اگر فاقد این تشابه باشند، قادر به ارتباط با یکدیگر نیستند. اگر معنیها، در پیامها بودند به این مفهوم بود که همه میتوانستند با هر زبانی و با هر کدی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. در نتیجه عناصر و ساخت زبان، فقط نمادند و بس..
بسم تعالی