بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه فصل نهم کتاب درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی؛ دنیس مک کوایل

«فرایندهای اثرگذاری رسانه‏ها»

تاریخ طبیعی تحقیق و نظریه‏پردازی در مورد تاثیر رسانه‏ها

مرحله اول: رسانه‏های با قدرت مطلق

این مرحله از ابتدای قرن تا اواخر دهه 1930 است. رسانه‏ها در این مدت قدرت شکل‏دهی به عقاید و تغییر و ترویج عادات را دارند.

مرحله دوم: به آزمون گذاشته شدن نظریه رسانه‏های با قدرت مطلق

از آغاز دهه 30 تا اوایل دهه شصت می‏باشد. کپلر در کتاب خود می‏نویسد: «ارتباط جمعی معمولا علت لازم و کافی و تاثیرپذیری مخاطبان نیست، بلکه تاثیر از طریق شبکه‏ای از عوامل میانجی واقع می‏شود».

مرحله سوم: بازگشت به رسانه‏های قدرتمند

گروهی از اندیشمندان، نظریه حداقل تاثیر یا بی‏تاثیری را نپذیرفتند و رسانه را ابزار مهم اعمال قدرت سیاسی و اجتماعی می‏شمردند. ظهور تلویزیون و تاثیرات آن بر زندگی اجتماعی، از دلایل این اعتقاد است.

سطوح و انواع تاثیر

رسانه ممکن است:

1.      عمدا تغییر ایجاد کند.

2.      ناخواسته سبب تغییر شود.

3.      «تغییر صوری ایجاد کند»

4.      «تغییر را آسان کند (به عمد یا ناخواسته)»

5.      «آنچه موجود است را تقویت کند (عدم تغییر)»

6.      «مانع تغییر شود»

گونه‏شناسی فرایندهای تاثیر رسانه‏ها

تعمد (با قصد و نیت)

آگاهانه (عمدی)

¨     پاسخ فردی                                              

¨     مبارزات تبلیغاتی                                        اشاعه در توسعه

زمان                                                               توزیع معرفت

     درازمدت                                                                              کوتاه مدت

¨     واکنش جمعی                                                     کنترل اجتماعی

¨     واکنش فردی          جامعه‏پذیری

                                                    بروز رویدادها

¨     تعریف واقعیت

¨     دگرگونی نهادی

¨     دگرگونی فرهنگی

ناآگاهانه (غیرعمدی)

«پاسخ فردی. فرایند دگرگون شدن یا مقاومت کردن در مقابل دگرگونی در پاسخ به پیام‏هایی که به منظور تاثیر گذاشتن بر نگرش‏ها، آگاهی یا رفتار فرد طراحی شده است».

«واکنش فردی. پیامدهای برنامه‏ریزی نشده و غیرقابل پیش‏بینی قرار گرفتن در معرض تحریکات رسانه‏ای را گویند. این پیامدها عمدتا شامل تقلید و فراگیری است».

پاسخ فردی و واکنش فردی «مبتنی بر مدل واحدی از فرایند اثرگذاری هستند که همان مدل محرک-پاسخ یا شرطی شدن می‏باشد. خصوصیات اصلی این مدل را می‏توان چنین خلاصه کرد:

پیام منفرد                   دریافت کننده منفرد                    واکنش

مدل کمابیش به طور مساوی در مورد تاثیرهای خواسته یا ناخواسته به کار می‏رود».

«فرض مدل تاثیری کم و بیش مستقیم و در جهت نیات تحریک کننده و همچنین عدم ابهام در پیام است. در بحث تاثیر رسانه، از این نظریه گاه با اصطلاحاتی مثل نظریه "گلوله‏ای" یا نظریه "تزریقی" یاد شده است. منظور از گلوله یا تزریق اشاره به اغراقی است که در مورد احتمال تاثیرگذاری و میزان تاثیرپذیری دریافت کننده در این دیدگاه ملاحظه می‏شود». لازم به توضیح است که این نظریه باید اصلاح شود.

«مبارزات تبلیغاتی رسانه‏ای. وضعیتی که در آن از چندین رسانه برای تحقق یک هدف اطلاع رسانی یا اقناعی در مورد یک جمعیت خاص استفاده می‏شود».

مدل فرایند نفوذ مبارزه تبلیغاتی

منبع جمعی    مجراهای متعدد    پیام‏های بسیار    وضعیت‏های فیلتر مانند    دسترسی متغیر عامه مردم    تاثیرها

                                                                      توجه                                                 شناختی

                                                                      درک                                                 عاطفی

                                                                     وضعیت گروه                                       رفتاری

انگیزه

بر طبق مدل، «آغازگر مبارزه تقریبا همیشه یک جمع است و نه یک فرد». همانند حزب سیاسی، حکومت و ... «موقعیت شناخته شده منبع در جامعه تاثیر به سزایی بر شانس پیروزی او در مبارزه دارد». «مبارزه معمولا از چندین پیام که توسط چند رسانه مجزا پخش می‏شود تشکیل می‏شود و شانس دسترسی و تاثیر برحسب میزان تثبیت‏شدگی مجراها و محتوای پیام نیز فرق می‏کند».

وضعیت‏های صافی مانند، نیز رسیدن پیام به مخاطبان را تسهیل یا ممنوع می‏کنند. به عنوان مثال درک، یکی از این عوامل است. زیرا «موفقیت مبارزه تا حدودی بستگی به این دارد که پیام همان‏گونه، تفسیر شود که موردنظر بوده است».

«واکنش جمعی. در این‏جا برخی تاثیرات فردی به طور هم‏زمان توسط تعداد زیادی از مردم تجربه می‏شود و به عمل مشترک (معمولا از نوع نامنظم و غیرنهادی آن) می‏انجامد». گفته اند که «رسانه‏ها، می‏توانند شورش راه بیندازند. فرهنگ شورش‏گری بیافرینند، درس شورش کردن بیاموزند و آشوب را از محلی به محل دیگر منتقل کنند».

«اشاعه توسعه. که مراد از آن اشاعه برنامه‏ریزی شده نوآوری‏ها با هدف توسعه درازمدت و با استفاده از مجموعه‏ای از مبارزات تبلیغاتی و سایر ابزار اعمال نفوذ و اثرگذاری به ویژه شبکه میان فردی و ساختار قدرت اجتماعات محلی یا کل جامعه است». «ارتباط جمعی خود یکی از مصادیق نوآوری است. پس مثل هر نوآوری دیگر، نخست باید خود اشاعه کافی پیدا کند تا بعدا بتواند در فرایندهای اشاعه معمول در جوامع مدرن یا توسعه‏یافته نقشی درخور بیابد».

«توزیع معرفت. نتایج فعالیت رسانه‏ها در عرصه اخبار و اطلاع‏رسانی در زمینه توزیع معرفت میان گروه‏های اجتماعی، اطلاع نسبی آن‏ها از رویدادها و نحوه اولویت‏بندی ابعاد گوناگون "واقعیت" را گویند».

چند عنوان، ذیل این مبحث قابل بیان است:

آموزش و اشاعه اخبار

«اشاعه اخبار به معنای اخذ خبر و جذب آن در مجموعه دانسته‏های مردم، عمدتا موضوعی کوتاه یا میان مدت است، اما پیامدهایی درازمدت و غالبا منظم دارد». نظریه‏های مربوط به اشاعه خبر، پیشرفت چندانی نداشته اند، به این دلیل که به برخی رویدادها از جمله اخبار سخت و نه اخبار نرم و رویدادهای معمولی و مورد انتظار توجه داشته‏اند. لازم به توضیح است که شاخص غیرمنتظره بودن در اخبار سخت بالاست.

در مورد یادگیری اخبار باید گفت «علاقه به داستان، اهمیت موضوع و عینیت آن برای مخاطب به فهم بهتر کمک می‏کنند و آگاهی قبلی، و عادت به بحث کردن با دیگران در مورد عناوین اخبار نیز علاوه بر سابقه تحصیلی مناسب اهمیت بسیار زیاد دارند».

برجسته‏سازی

«به عنوان مثال می‏توان به وضعیتی اشاره کرد که در آن سیاست‏مداران می‏کوشند تا رای‏دهندگان را متقاعد کنند که از دیدگاه مواضع حزب آن‏ها، مهمترین مشکلات را تشخیص دهند. این یکی از بخش‏های اساسی تبلیغ و کوشش برای شکل دادن به عقاید است».

شکاف آگاهی

شواهد نشان می‏دهد اقلیت هوشیار، بیش از دیگران اطلاعات به دست می‏آورد و سبب شکاف آگاهی میان گروه‏های مختلف اجتماع می‏شود. البته این بدان معنا نیست که گروه دارای منزلت پایین کاملا بی‏خبر است، بلکه بدین معناست که «رشد دانایی به طور نسبی در میان گروه‏های دارای منزلت بالا بیش‏تر است».

مدلی برای دگرگونی درازمدت، برنامه‏ریزی شده و برنامه‏ریزی نشده

مدل فرایند کنترل اجتماعی و شکل‏گیری آگاهی

منبع                 محتوا               تاثیر نخستین               تاثیر دومین               تاثیر سومین

منابع نامشخص   پیام‏هایی            ذخیره ی                   گزینش افتراقی             جامعه‏پذیری

و متعدد:          با ساختار           موجود آگاهی،             انتخابی                       تعریف واقعیت

رسانه‏ها          نظام‏دار              ارزش‏ها،                    و پاسخگویی                توزیع آگاهی

به طور کلی      (سیستماتیک)       عقاید                                                      کنترل اجتماعی

                   و پایدار             فرهنگ

«جامعه‏پذیری. مشارکت غیررسمی رسانه‏ها در امر آموزش هنجارهای تثبیت شده و ارزش‏ها و انتظارات رفتاری در موقعیت‏ها و نقش‏های اجتماعی معین». «امروزه، این‏که رسانه‏ها نقش مهمی در جامعه‏پذیری اولیه کودکان و همین‏طور جامعه‏پذیری درازمدت بزرگ‏سالان دارند به طور گسترده مورد قبول قرار گرفته است، هر چند که اثبات ماهوی موضوع هنوز هم تقریبا غیرممکن است، زیرا از یک طرف هر تاثیری از سوی رسانه‏ها بی‏درنگ با سایر تاثیرات ناشی از محیط اجتماعی و خانواده درهم می‏آمیزد».

«کنترل اجتماعی. منظور گرایش‏های نظام‏مند برای تشویق اطاعت از نظم مستقر و تایید مشروعیت قدرت موجود، از طریق ایدئولوژی و "صنعت آگاهی" است. برحسب این‏که بر چه نظریه اجتماعی متکی باشیم، می‏توان این گرایش را امتداد آگاه و عمدی یا ناخودآگاه جامعه‏پذیری به شمار آورد».

می‏توان برخی تاثیرات رسانه‏ها را ذیل عنوان کنترل اجتماعی و شکل‏گیری آگاهی آورد. زیرا جامعه‏پذیری، کنترل اجتماعی را دربرمی‏گیرد.  برخی گرایش‏های تعریف واقعیت «نیز به نظر می‏رسد که به نفع یک نظم اجتماعی جااافتاده عمل می‏کنند. تاثیرهای موردنظر از نظر نوع چندان متفاوت نیستند. ارزشیابی آن‏ها از لحاظ هدف‏مندی نیز چندان ساده نیست. یعنی این‏که بدانیم چه کسی نسبت به چه کسی چه کاری انجام می‏دهد و با چه هدفی.

مواضع مختلفی می‏توان اتخاذ کرد. یکی این‏که بگوییم رسانه‏ها، معمولا اما نه عمدا در جهت حمایت از ارزش‏های غالب در یک اجتماع یا ملت عمل می‏کنند. البته از طریق آمیزه‏ای از انتخاب‏های شخصی و نهادی، فشار خارجی و پیش‏بینی آنچه یک گروه مخاطب بزرگ و نامتجانس انتظار دارد و می‏خواهد. موضع دوم این‏که به خاطر ترکیبی از نیروهای بازار، نیازهای عملیاتی و شیوه‏های عمل جاافتاده، رسانه‏ها اصولا محافظه‏کاراند. موضع سوم بر این باور است که رسانه‏ها فعالانه از طرف طبقه حاکم (و غالبا مالک رسانه‏ها) یا دولت بورژوایی، به سرکوب یا منحرف کردن مخالفت‏ها و مانع کژروی سیاسی و جامعه‏پذیری مشغول‏اند. این موضع اساسا دیدگاهی مارکسیستی است که رسانه را ابزاری برای مشروعیت بخشیدن به سرمایه‏داری می‏داند».

برخی اظهارنظرها که بر مبنای تحلیل محتوای نظام‏دار هستند «مدعی‏اند که محتوای رسانه‏هایی که بیش‏ترین مخاطبان را دارند، چه در قالب اخبار و مطالب مستند و چه به صورت داستان و مطالب تخیلی پشتیبان هنجارها و قرار دادهای اجتماعی (یعنی جنبه‏ای از جامعه‏پذیری و کاشت) هستند. همچنین نشان داده شده است که این رسانه‏ها از لحاظ پرداختن به چالش‏های بنیادین رودرروی "دولت ملی" یا نهادهای تثبیت شده آن دچار نقیصه‏اند و وقتی این چالش‏ها از سوی دیگران مطرح می‏شود نیز برخورد جدی و امیدوارکننده‏ای با آن‏ها ندارند.

پس این ادعا که رسانه‏های جمعی به تایید آنچه واقعا موجود است گرایش دارند، مبتنی بر شواهدی است درباره آنجه در محتوا موجود است و آنچه نیست. اولی شامل موارد زیر است: پاداش دادن (در خیال) به اطاعت کننده و رفتار میهن‏پرستانه، توجه زیاد و دسترسی ویژه به نخبگان و نقطه‏نظرهای تثبیت شده، برخورد منفی محسوس و نابرابر با رفتار غیرنهادی یا کژروانه، دل‏سپردگی رسانه به توافق اجتماعی و گرایش به این‏که مشکلات را در قالب قواعد جاافتاده جامعه و فرهنگ قابل حل نشان بدهیم. یکی از نتایج تحقیق کاشت گربنر و همکاران (1984) شاهدی است بر پیوند میان وابستگی به تلویزیون و اتخاذ دیدگاه‏های سیاسی مورد وفاق و یا دیدگاه‏های معتدل.

گردآوری شواهد مربوط به آنچه از محتوا حذف شده، طبیعتا به مراتب دشوارتر است وارن برید (1958) جست‏وجو به دنبال آنچه در محتوا "موجود نیست" را بر اساس آنچه خود "تحلیل محتوای معکوس" خوانده (مقایسه محتوای رسانه‏ها با مطالعه اجتماعات محلی در جامعه‏شناسی)، انجام داد و به این نتیجه رسید که روزنامه‏های آمریکا مستمرا اخباری را که در تعارض با ارزش‏های دینی، خانوادگی، محلی، تجارت و میهن‏پرستی باشند حذف می‏کنند. نتیجه منطقی که او گرفت این بود که "عملکرد رسانه‏ها از "قدرت" و "طبقه" محافظت می‏کند." تحلیل محتوای مقایسه‏ای اخبار در یک یا چند کشور بر شواهد مربوط به حذف منظم برخی موضوع‏ها و توجه به موضوع‏های خاص و قسمت‏های معین دنیا، افزوده است».

«تعریف واقعیت. این فرایند کاملا شبیه مورد قبلی است با این تفاوت که بیش‏تر به شناخت (دانش و عقیده) مربوط می‏شود تا ارزش و خاستگاه آن و کوششی آگاهانه برای اقناع مردم نیست بلکه گرایش نظام‏مند رسانه‏ها برای ارائه تصویری ناقص از واقعیت است، تصویری که تحت تاثیر نیازها و راه‏کارهای عملیاتی رسانه‏ها، شکل گرفته است».

ذیل این عنوان سه نظریه بیان می‏شود:

مارپیچ سکوت: عقیده‏سازی

بیشتر مردم از انزوا هراس دارند، بنابراین به هنگام بیان عقاید خویش، خود را با عقاید اکثریت هماهنگ می‏کنند. منبع اصلی اطلاعات درباره عقیده جمع، رسانه‏ها هستند. «هر چه برداشت غالب از عقیده مورد وفاق توسط رسانه‏ها در جامعه بیش‏تر پخش شود، صدای افراد مخالف بیش‏تر ساکت می‏ماند. بنابراین تاثیر رسانه‏ها افزایش می‏یابد (فرایند مارپیچی)».

ساخت‏مند کردن واقعیت

تعریف واقعیت به صورت کاملا عمدی نیز توسط رسانه انجام شده است. اصطلاح "رویدادهای کاذب" برای اشاره به رویدادهای کم وبیش ساختگی است که با هدف جلب توجه مردم یا ایجاد تاثیر خاص صورت می‏پذیرند. قدرتمندترین افراد نیز کسانی هستند که می‏توانند واقعیت را به سود خود دست‏کاری کنند.

نظریه کاشت

فرضیه کاشت گربنر بر این باور است که:«تلویزیون، در میان رسانه‏های مدرن، چنان جایگاه محوری در زندگی روزمره ما پیدا کرده است که منجر به غلبه آن بر "محیط نمادین" ما شده و پیام‏هایش در مورد واقعیت جای تجربه شخصی و سایر وسایل شناخت جهان را گرفته است». از دیدگاه گربنر، پیام تلویزیون از واقعیت فاصله دارد اما به دلیل تکرار دائمی به عنوان دیدگاه مورد وفاق جامعه مورد پذیرش قرار می‏گیرد.

«دگرگونی نهادی. این تغییر نتیجه انطباق بدون برنامه نهادهای موجود با تحولات رسانه‏هاست که به ویژه به کارکردهای ارتباطی آن‏ها تاثیر می‏گذارد».

«بروز رویدادها. مراد از این تاثیر نقشی است که رسانه‏ها همراه با نیروهای نهادی در راستای حل رویدادهای حیاتی برای کل جامعه ایفا می‏کنند».

«رسانه جمعی نهادی عمومی است که به ندرت ممکن است به تنهایی آغازگر تحولی باشد بلکه اغلب تامین کننده مجاری، ابزارها و صحنه‏هایی برای جریان یافتن فرایندهایی در سطح کل جامعه است که در آن‏ها بسیاری بازیگران و منافع، اکثرا در رقابت با یکدیگر ایفای نقش می‏کنند. ممکن است اولین آماج تاثیر نه خود رسانه‏های جمعی بلکه سایر گروه‏های ذی‏نفع سازمان یافته خاص، نخبگان، افراد موثر و غیره باشند.

رسانه‏ها هم مجراهای افقی (به ویژه میان نخبگان) ایجاد می‏کنند و هم مجراهای عمودی و در این مجراهای عمومی اطلاعات می‏تواند هم به طرف بالا انتقال پیدا کند و هم رو به پایین. مثلا لانگ مطرح می‏کند که رسانه‏ها "تصویر آیینه‏ای" بازیگران صحنه سیاست، یعنی آن‏طور که در نظر دیگران جلوه می‏کنند، را به خودشان ارائه می‏دهند و به این ترتیب به آن‏ها شکل می‏دهند. در نتیجه آنچه "مردم پای صحنه" خوانده می‏شود که کنایه‏ای است از مخاطبان رسانه‏ها به طور اعم، به گروه مرجع با اهمیتی برای بازیگران سیاسی و همه آن‏ها که متمایل‏اند بسیاری از اعمالشان جلوی چشم مردم قرار گیرد، تبدیل می ‏شود. این را می‏توان بخشی از فرایند "تشکیل ائتلاف" دانست».

«دگرگونی فرهنگی. متحول شدن الگوی کلی ارزش‏ها، رفتارها و اشکال نمادینی که مشخص کننده بخش‏هایی از جامعه (مثلا جوانان)، کل جامعه و یا مجموعه‏ای از جوامع است را گویند».