بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه فصل پنجم کتاب درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی؛ دنیس مک کوایل

«نظریه‏های هنجاری ساختار و عملکرد رسانه‏ها»

شش نظریه در این خصوص، در این فصل از کتاب، مطرح شده است که مختصرا تشریح می شوند:

نظریه اقتدارگرا:

اصول اساسی این نظریه عبارتند از:

×     اقداماتی که موجب تضعیف قدرت موجود یا مختل نظم عمومی است، نباید توسط رسانه‏ها انجام شود.

×     «رسانه‏ها باید همیشه (و نهایتا) مطیع یا تابع قدرت مستقر باشند.

×     رسانه‏ها باید از توهین به اکثریت یا ارزش‏های غالب اخلاقی و سیاسی بپرهیزند.

×     سانسور برای به اجرا درآوردن این اصول را می‏توان توجیه کرد.

×     حمله غیر قابل قبول به مراجع قدرت، انحراف از سیاست رسمی یا توهین به اصول اخلاقی را باید جرم به شمار آورد.

×     روزنامه‏نگاران یا دیگر شاغلان/کارکنان رسانه‏ها در درون سازمان رسانه ای خود هیچ استقلالی ندارند».

«نظریه اقتدارگرا گسترش سانسور و اعمال مجازات برای سرپیچی از رهنمودهایی که از خارج بر مطبوعات تحمیل می‏شود و به موضوعات سیاسی مرتبط است یا تبعات واضح ایدئولوژیکی دارد را توجیه می‏کند». این نظریه از طریق وضع قانون، حق دولت برای انتخاب هیات تحریریه و ... قابل اجراست.

تشخیص نظریه اقتدارگرا در حکومت‏های دیکتاتور، دشوار نیست، اما نباید از گرایش‏های اقتدارگرا در سایر جوامع غافل شد. در مواردی، اقتدارگرایی از اراده جمعی نشات می‏گیرد.

نظریه مطبوعات آزاد:

این نظریه «ریشه در ظهور مطبوعات فارغ از کنترل دولتی در قرن هفدهم دارد». نظریه مطبوعات آزاد یا نظریه آزادی خواهی مبتنی بر این است که هر فرد باید در انتشار آنچه می‏خواهد، آزاد باشد. مبتنی بر این حق، فرد باید حق آزادی در عقیده، آزادی بیان عقیده، حق تجمع و حق ایجاد تشکل را نیز داشته باشد. بنابراین ارزش‏های دولت‏ لیبرال-دموکراتیک از اصول این نظریه است.

اصول نظریه مطبوعات آزاد به صورت خلاصه از این قرار است:

×     «نشریات باید از هر نوع سانسور از پیش توسط هر طرف ثالث آزاد باشند.

×     عمل انتشار و توزیع باید بدون نیاز به هیچ مجوزی توسط هر فرد یا گروهی آزاد باشد.

×     حمله به حکومت، مقامات یا حزب سیاسی (بر عکس حمله به افراد و خیانت یا تهدید امنیت) قابل تعقیب نیست، حتی بعد از وقوع.

×     برای نشر هیچ مطلبی، نباید فشار و اجباری در کار باشد.

×     نشر "نظر اشتباه" هم درست مثل نشر " حقیقت " در مسائل مربوط به عقیده و باور تحت حمایت قانون قرار دارد.

×     هیچ محدودیتی نباید برگردآوری اطلاعات، از طرق قانونی، برای انتشار، اعمال شود.

×     هیچ محدودیتی برای صادرات و واردات یا ارسال و دریافت "پیام" از مرزهای کشور قابل قبول نیست.

×     روزنامه نگاران باید قادر باشند در درون سازمان خودشان از میزان قابل ملاحظه‏ای از استقلال حرفه‏ای برخوردار باشند».

نظریه مسئولیت اجتماعی:

«نظریه مسئولیت اجتماعی دامنه کاربرد وسیعی دارد». «نظریه مسئولیت باید استقلال را با تعهد نسبت به جامعه بیامیزد و مبانی اصلی آن عبارت‏اند از این فرض که رسانه‏ها وظایفی اساسی در جامعه بر عهده دارند، به ویژه در رابطه با سیاست دموکراتیک». «مالکیت و کنترل رسانه‏ها نوعی خدمت به عموم مردم تلقی می‏شود و نه کوششی خصوصی».

«نظریه مسئولیت اجتماعی مجبور است سه اصل نسبتا ناسازگار، را با هم سازگار سازد: آزادی و انتخاب فرد، آزادی رسانه و تعهد رسانه نسبت به جامعه. برای حل این ناسازگاری‏های بالقوه راه‏حل واحدی وجود ندارد، اما نظریه مذکور به دو نوع راه‏حل اصلی متمایل است. اول رشد نهادهای عمومی، اما مستقل برای مدیریت پخش امواج -تحولی که به نوبه خود دامنه و استحکام سیاسی مفهوم مسئولیت اجتماعی را گسترش می‏دهد و دوم رشد بیشتر حرفه‏ای گرایی همچون ابزار تحقق استانداردهای بالاتر عمل در عین حال که اصل خود –مدیریتی رسانه‏ها نیز حفظ می‏شود.

ویژگی نهادهای دولتی پخش امواج این است که سهم زیادی درسازگار کردن اصول بالا با یکدیگر، از راه تاکید کردن بر بی‏طرفی و عینیت در رابطه با حکومت و موضوع‏های مساله‏برانگیز اجتماعی دارند و دارای سازوکارهایی هستند که رسانه موردنظر را به تقاضاهای مخاطبین، حساس و در مقابل جامعه پاسخگوی اعمال خود می‏سازد. همچنین حرفه‏ای‏گرایی که توسط نظریه مسئولیت اجتماعی تبلیغ می‏شود دربرگیرنده تاکید بر استانداردهای بالای اجرایی و همچنین فضایل تعادل و بی‏طرفی است که در رسانه‏های موج افشان (رادیو و تلویزیون) بیش از همه رشد کرده است».

اصول اساسی این نظریه به صورت خلاصه عبارت است از:

×     «رسانه‏ها باید تعهدات مشخصی را در مورد جامعه پذیرفته و انجام دهند.

×     این تعهدات را با گذاشتن استانداردهای بالا یا حرفه‏ای آگاهی بخشی، حقیقت، دقت، عینیت و تعادل می‏توان به جا آورد.

×     برای پذیرش و اجرای این تعهدات، رسانه باید در چارچوب قانون و نهادهای مستقر خودگردان عمل کند.

×     رسانه‏ها باید از هر چه احتمال دارد به جرم، خشونت، بی نظمی اجتماعی و یا تهاجم به گروه‏های اقلیت بینجامد جلوگیری کند.

×     رسانه‏ها به طور کلی باید کثرت‏گرا بوده و گونه گونی‏های موجود در جوامع را بازتابانندو دسترسی به نقطه‏نظرهای گوناگون و حتی پاسخگویی افراد را امکان‏پذیر سازند.

×     جامعه و عموم مردم، بر اساس نخستین اصل این نظریه، از این حق برخوردارند که از استانداردهای بالای عمل بهره‏مند شوند. پس دخالت برای تضمین عرضه این کالاهای عمومی قابل توجیه است.

×     روزنامه نگاران و متخصصان رسانه‏ها باید در مقابل جامعه، کارفرمایان و بازار پاسخگو باشند».

نظریه رسانه های شوروی:

مهمترین اندیشه‏های این نظریه عبارت هستند از:

«نخست، در جامعه سوسیالیستی بنا به تعریف، طبقه کارگر قدرت را در دست دارد و برای حفظ قدرت، کنترل ابزار تولید فکری لازم است. پس همه رسانه‏ها باید تحت کنترل  سازمان‏های طبقه کارگر (در درجه اول حزب کمونیست) باشند.

دوم این‏که، جوامع سوسیالیستی تمایل دارند به این‏که جامعه‏هایی بی‏طبقه باشند (یا هستند)، پس قاعدتا باید عاری از تضاد طبقاتی باشند. در نتیجه مطبوعات نباید بر اساس تضاد سیاسی سازمان یابند».

«سوم این‏که مطبوعات دارای نقشی مثبت در شکل‏گیری جامعه و حرکت به سوی کمونیسم هستند. پس وظایف مهمی در جهت اجتماعی کردن، کنترل اجتماعی غیررسمی و برانگیزاندن مردم در جهت اهداف برنامه‏ریزی شده اقتصادی و اجتماعی بر عهده آن‏هاست».

«چهارم این‏که مارکسیسم به قوانین عینی تاریخ باور دارد. پس، از این دیدگاه یک واقعیت عینی در خارج موجود است که کار مطبوعات منعکس کردن آن است».

اصول اساسی این نظریه خلاصه وار از این قرار است:

×     «رسانه‏ها باید به منافع طبقه کارگر خدمت کنند و تحت کنترل این طبقه باشند.

×     رسانه‏ها نباید دارایی خصوصی باشند.

×     رسانه‏ها باید به طرق زیر، خدمات مثبتی به جامعه ارائه دهند: اجتماعی کردن بر اساس هنجارهای مطلوب؛ آموزش؛ اطلاع رسانی؛ ایجاد انگیزه و بسیج مردم.

×     رسانه‏ها در قالب وظایف کلی که برای جامعه انجام می‏دهند، باید پاسخگوی خواسته‏ها و نیازهای مخاطبان خود نیز باشند.

×     جامعه از این حق برخوردار است که با استفاده از سانسور و سایر ابزارهای قانونی مانع انتشار مطالب ضداجتماعی شده و یا نشرکنندگان این نوع مطالب را کیفر دهد.

×     رسانه‏ها باید تصویری کامل و عینی از جامعه و جهان، بر اساس اصول مارکسیستی-لنینیستی ارائه دهند.

×     روزنامه‏نگاران متخصصان حرفه‏ای متعهدی هستند که اهداف و آرمان‏هایشان باید با منافع جامعه انطباق داشته باشد.

×     رسانه‏ها باید از نهضت‏های مترقی (ترقی‏خواه) چه در داخل کشور و چه در خارج دفاع کنند».

نظریه رسانه های توسعه‏بخش:

هیچ یک از نظریه‏های بیان شده در مورد کشورهای در حال توسعه کارایی ندارند. «نقطه آغاز یک "نظریه توسعه" مجزا برای رسانه‏های جمعی، بعضی شرایط مشابه کشورهای در حال توسعه است که کاربرد سایر نظریه‏ها را در مورد این کشورها محدود می‏کند و از فواید آن‏ها می‏کاهد. یکی از این شرایط نبود الزامات ضروری نظام‏های ارتباطی توسعه یافته است».

«عامل مرتبط دیگر وابستگی به جهان توسعه‏یافته برای آن چیزهایی است که در راه تکنولوژی، مهارت‏ها و فرآورده‏های فرهنگی از بین رفته است. سوم، این کشورها خود را وقف توسعه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به عنوان وظیفه مقدم ملی کرده‏اند. وظیفه‏ای که سایر نهادها باید در خدمت آن باشند و چهارم این‏که این روزها کشورهای در حال توسعه هر چه بیش‏تر از هویت و منافع مشترک خود در سیاست بین‏المللی آگاه شده‏اند.

از دل این شرایط مجموعه‏ای از توقعات و اصول هنجاری درباره رسانه‏های جمعی بیرون آمده که با اصول حاکم بر هر دو جهان سرمایه‏داری یا سوسیالیستی متفاوت است». البته در بسیاری کشورهای در حال توسعه، رسانه‏ها بر طبق اصول نظریه‏های اقتدارگرایی، آزادی‏خواهی و به میزان کمتر مسئولیت اجتماعی یا شورایی فعالیت می‏کنند.

اصول اصلی این نظریه را نیز می‏توان به صورت خلاصه چنین بیان کرد:

×     «رسانه‏ها باید وظایف توسعه‏بخشی مثبتی را که مبتنی بر سیاست تثبیت شده ملی است بپذیرند و به آن عمل کنند.

×     باید بتوان بر اساس (1) اولویت‏های اقتصادی و (2) نیازهای توسعه‏ای جامعه آزادی رسانه‏ها را محدود کرد.

×     رسانه‏ها باید در محتوای خود اولویت را به فرهنگ و زبان ملی بدهند.

×     در زمینه اخبار و اطلاعات، رسانه‏ها باید اولویت را به پیوندهای خود با کشورهای در حال توسعه‏ای که از نظر جغرافیایی، فرهنگی و سیاسی به آن‏ها نزدیک‏اند بدهند.

×     روزنامه‏نگاران و سایر شاغلین رسانه‏ها در زمینه وظایف خویش یعنی گردآوری اطلاعات و پخش و نشر در عین حال که دارای مسؤولیت هستند باید از آزادی نیز برخوردار باشند.

×     دولت این حق را دارد که به نفع اهداف توسعه‏ای در فعالیت‏های رسانه‏ها مداخله کرده یا آن‏ها را محدود کند و در این راه استفاده از ابزار سانسور، یارانه و کنترل مستقیم قابل توجیه می‏باشد».

نظریه مشارکت دموکراتیک رسانه‏ها:

مبانی این نظریه به صورت خلاصه عبارت است از:

×     «این از حقوق تک تک شهروندان و گروه‏های اقلیت است که به رسانه‏ها دسترسی داشته باشند (حق برقراری ارتباط) و آنچه را خود فکر می‏کنند که بدان نیاز دارند از رسانه‏ها دریافت کنند.

×     مؤسسات و محتوای رسانه‏ها نباید تحت کنترل متمرکز سیاسی یا دولتی باشد.

×     رسانه‏ها در درجه اول متعلق به مخاطبین خود هستند و نه سازمان‏های رسانه‏ای، حرفه‏ای یا مشتریان رسانه‏ها.

×     گروه‏ها، سازمان‏ها و اجتماعات محلی باید رسانه‏های خود را داشته باشند.

×     رسانه‏های (کوچک)، تعاملی و مشارکتی بهتر از رسانه‏های پهن‏دامنه، یک‏سویه و حرفه‏ای هستند.

×     برخی نیازهای اجتماعی اجتماعی مربوط به رسانه‏ها توسط تقاضای مصرف‏کنندگان فردی یا دولت و نهادهای اصلی‏اش به خوبی بازتاب نمی یابد.

×     ارتباطات مهم‏تر از آن است که صرفا به متخصصان حرفه‏ای سپرده شود».

معیارهای ارزیابی عملکرد رسانه‏ها

آزادی و استقلال

این اصل از سایر اصول، دامنه وسیع‏تری دارد و امکان دارد تحت عناوین دیگری همچون گونه‏گونی مورد بررسی واقع شود. این اصل «در سطح جامعه به معنای فقدان قوانین یا کنترل‏هایی است که فعالیت‎‏های رسانه‏ها را محدود می‏کند یا جهت می‏دهد. بیش‏تر نظام‏های مطبوعاتی (رسانه‏ای) تجارتی، به این معنا آزادند هر چند که از لحاظ‏های دیگر نه».

نظم و همبستگی

از آنجا که این اصل می‏تواند با اصل آزادی در تضاد واقع شود، باید با احتیاط بسیاری آن را به کار برد. البته اختلاف بر سر نظم تحمیل شده از بالا و نظمی است که به وسیله مردم ساخته شده است و یا نظمی که رسانه خاصی آزادانه انتخاب کرده است. «با وجود این، بیش‏تر نظام‏های رسانه‏ای در قالب آنچه از نظر اجتماعی مجاز است عمل می‏کنند وتسلیم انتظاراتی هستند که از آن‏ها وجود دارد».

گرایش رسانه‏ها به وحدت اجتماعی به صورت‏های مختلف، قابل مشاهده است:

«پشتیبانی قلمی از گروه‏های درگیر در منازعه (مثلا کارگران در شرایط اعتصاب)؛ تکیه بر منافع عمومی و تقاضای هماهنگی در موضوعات تضادآفرین، اصرار بر هویت، منافع، یا روحیه ملی، حمایت از ارزش‏های موجود در یک اجتماع ملی و غیره».

گونه‏گونی و دسترسی

«غالبا گونه‏گونی را یا پیامد مطلوب آزادی رسانه‏ها و یا هدف فعالیت رسانه‏ای می دانند». گونه‏گونی فواید متنوعی دارد؛ به عنوان مثال سبب جلب مخاطبان است.

«در بسیاری جوامع تقسیم بندی‏های اجتماعی و فرهنگی موجب به وجود آمدن تقاضا برای انواع مجاری ارتباطی بر اساس منطقه، زبان، دین، نوع فرهنگ و غیره می‏شود». از این روی نظام‏های ارتباطی معمولا به صورتی هستند که این تقسیمات را مراعات کنند.

عینیت و کیفیت اطلاعات

عینیت، برد محدودتری نسبت به اصول سابق دارد. «عینیت عمدتا به اخبار و اطلاعات مربوط می‏شود، در حالی که گونه‏گونی به همه اشکال فرآورده‏های رسانه‏ای برمی‏گردد». این اصل منحصرا مرتبط با محتواست و در سطح جامعه یا سازمان رسانه‏ای بررسی نمی‏شود.

اجزای اصلی تشکیل دهنده عینیت در نمودار زیر توسط جی. وستراشتال قابل مشاهده است:

عینیت

                  مبتنی بر واقعیات                                                بی‏طرفی

 

حقیقت                   موضوعیت (ارتباط با موضوع)              توازن       خنثی بودن/ بدون جهت‏گیری

 

کیفیت فرهنگی

عموما ملاک‏های کیفیت فرهنگی درباره محتواهای اطلاعاتی استفاده نمی‏شود و در مورد مطالب داستانی، سرگرم کننده و تبلیغاتی به کار می‏رود.

برخی انتظارات مشترک اخلاقی درمورد کیفیت فرهنگی عبارتند از:

1.      «فرهنگ باید کیفیتی حقیقی و صحیح داشته باشد».

2.      «ژرف نگری و اصالت حداقل در نیت و هدف».

3.      «فرهنگ ارتباطی نباید به‏خاطر اهداف منفعت جویانه ارتباط‏سازان، به دخل و تصرف در اذهان مخاطبان مبادرت ورزد».

4.      «فرهنگ باید یک لبه تیز انتقادی در جامعه داشته باشد، یا حداقل شیوه‏های جاافتاده تفکر را آسوده نگذارد».

5.      انتظار دیگری که از رسانه‏های دارای کیفیت فرهنگی وجود دارد این است که هنگامی که به عنوان مجرای فرهنگ یا اطلاعات هستند، نباید با پیروی نامناسب از منطق رسانه‏ای، پیام اولیه خود را دستخوش تغییر شکل قرار دهند.