تولید فرهنگ رسانهای: نهاد، سازمان و نقش رسانهها
بسم الله الرحمن الرحیم
خلاصه فصل ششم کتاب درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی؛ دنیس مک کوایل
تولید فرهنگ رسانهای: نهاد، سازمان و نقش رسانهها
شرایط تولید فرهنگ رسانهای
در این قسمت هدف آن است تا بدانیم فعالیت ارتباطسازان معین در چارچوب سازمانهای رسانهای خاص چگونه است.
«اگر از آخر شروع کنیم باید بگوییم که احتمال میرود نهاد رسانه مجسم کننده روح یک یا چند نظریه هنجاری بوده و قواعد کلیتر و پایدارتر لازم برای حل مسائلی مثل وظایف و اهداف رسانهها در جامعه، تمایز رسانهها از یکدیگر، و حد و حدود فعالیتهای رسانهای در مقایسه با سایر نهادها (مثلا در رابطه با سیاست، آموزش و غیره) را معین کند». وظایف دیگری نیز برای این نهاد وجود دارد.
و اما «سازمان رسانهای، جایگاه معینی است که در آن فرآوردههای رسانهای تولید میشود و دارای نظام مدیریت کمابیش مستقلی است».
«دانشواژه ارتباطساز جمعی حداقل از سال 1969 (هلمس) به معنای عام در مورد کسانی به کار میرود که در رسانه کار میکنند. و پیش از آن معنای خاص، دربرگیرنده افرادی بود که مجراهای ارتباط جمعی را کنترل یا اشغال میکردند».
«مفاهیم نهاد، سازمان و ارتباطساز با یک نظم سلسله مراتبی با یکدیگر در پیونداند».
رابطه میان نهاد، سازمان و نقش رسانهها
جامعه
نهاد رسانه
سازمان رسانهای
|
نقش ارتباطساز جمعی |
عملکرد رسانه در میدان نیروهای اجتماعی
سازمان رسانهها در میدان نیروهای اجتماعی
رویداد+عرضه دائم فرهنگ و اطلاعات
رقبا:
کنترل فنی مدیریت بنگاههای خبری
قانونی/ اطلاع رسانی
فشارهای سیاسی متخصصان آگهیدهندگان فشارهای
اجتماعی حرفهای رسانهها صاحبان رسانهها اقتصادی
و سیاسی سایرنهادهای اتحادیهها
اجتماعی
علاقه/تقاضای مخاطبان
«با استفاده از تصویر فوق میتوان پنج نوع رابطه اصلی تشخیص داد که برای فهم شرایطی که بر فعالیتهای سازمانی و نقش ارتباطساز جمعی اثر میگذارند، بررسی و مشاهده آنها ضروری است:
× رابطه با جامعه
× روابط با مشتریان، صاحبان و عرضهکنندگان
× روابط با منابع
× روابط در درون سازمان بین انواع مختلف نقشها
× روابط با مخاطبان»
روابط با جامعه
«در اینجا سوالهای اصلی مورد توجه عبارتاند از اهداف و مقاصدی که سازمانهای رسانهای در رابطه با جامعه برای خود برمیگزینند و میزان حق دسترسی که جامعه میتواند مدعی یا متوقع آن باشد، با این فرض که ارتباط جمعی میانجی واقعیات اجتماعی است».
اهداف سازمانهای رسانهای
«بیشتر سازمانها اهداف متنوعی دارند و غالبا همه این اهداف را صراحتا اعلام نمیکنند». «به نظر میرسد که سازمانهای رسانهای از نظر داخلی درست متناسب با اهداف متفاوتی که برای خود دارند تقسیم میشوند. به دشواری میتوان به سازمان دیگری اندیشید که تا این اندازه اهداف متفاوت داشته و در خدمت ارزشهای متنوع باشد».
تعهد یا بیطرفی
«هر رسانه یا روزنامهنگاری باید میان نقشی فعال و مشارکت کننده و یا بیطرف و خنثی یکی را برگزیند».
تضادهای نقش شغلی رسانهها
ایفای نقش فعال و مشارکتجویانه در مقابل اتخاذ یک موضع بیطرف
در حیات اجتماعی و سیاسی و اطلاعرسانانه
کاربرد مهارت خلاق و انجام در مقابل برآوردن نیازهای سازمان
کار اصیل و مستقل مطابق ترسیم مدیریت
تحقق یک هدف ارتباطی برای در مقابل ارضای تقاضاهای مشخص
گروهی از مخاطبان یا کل جامعه مخاطبان برای یک کالای مصرفی
ویژگیهای ارتباطسازان جمعی
«مشخصات فردی آنها که بیش از همه مسئول تولیدات رسانهای هستند بر محتوای آنها تاثیر میگذارند». «از جانستن و همکاران نقل میشود که در نتیجه "در همه جوامع، گرایش بر این است، آنها که وسایل ارتباط جمعی را اداره میکنند به همان قشرهای اجتماعی تعلق داشته باشند که نظام اقتصادی و سیاسی را کنترل میکنند».
دسترسی
«حتی در دولتهای مدرن که مدعی هستند میزان بالایی از آزادی در اختیار رسانههای خود میگذارند، توقعات بسیار روشنی (که گاه با فشار قابل ملاحظهای هم پشتیبانی میشود) وجود دارد که رسانههای جمعی میبایست مجراهایی را برای ایجاد ارتباط در سطح کل جامعه و به ویژه برای ارتباط رو به پایین یعنی از رهبران یا نخبگان به لایههای زیرین جامعه بازبگذارند. اینکه این موضوع از طریق فرمان دولتی انجام شود یا خرید زمان/مکان در بازار آزاد یا بازی در چارچوب قواعدی از پیش تعیین شده (هر چه رهبر بگوید همان خبر است) نتیجه کار تفاوت چندانی نمیکند، اما برای رسانه بسیار مهم است زیرا آزادی ممانعت از دسترسی مردم به اطلاعات، از حقوق بسیار مهمی است که رسانهها میتوانند از آن برخوردار باشند.
این وضعیت را میتوان در قالب پیوستاری نشان داد. در یک انتهای پیوستار، رسانهها کاملا تحت نفوذ منافع خارج از رسانه (چه دولت چه غیر آن) یا حداقل سازگار شده با آن هستند و در انتهای دیگر پیوستار رسانهها دارای کنترل کامل تصور میشوند به طوری که میتوانند آنچه را میخواهند اجازه پخش دهند و آنچه را نمیخواهند خارج نگهدارند. نظریه کثرتگرا فرض میکند که تنوع سازمانها و امکانات دسترسی، تضمین میکند که فرصتها، به نحو مناسبی، هم در اختیار صداهای رسمی و هم صداهای انتقادی قرار گیرد. اما منظور از "دسترسی برای جامعه" چیزی بیش از داشتن بلندگویی برای عقاید، اطلاعات و غیره میباشد. نحوه تصویر کردن آنچه بر جامعه میگذرد نیز جزو این دسترسی است».
گونهشناسی حوزه نفوذ تولید و دسترسی مستقیم جامعه
حوزه نفوذ کارکرد/ دسترسی مستقیم نوع دسترسی مثال تلویزیونی
تولید فایده تولید جامعه
محدود 1. تسهیلات فنی کامل 1. مستقیم گزارش رادیو
تلویزیونی حزبی
2. تسهیلات 2. مستقیم برنامههای آموزشی
و گزینش اصلاح شده
3. گزینش و ارائه 3. از صافی اخبار
گذشته
4. گزینش و ارائه 4. بازسازیشده گزارشهای مستند
5. تجسم و 5. مشورتی درام اجتماعی
آفرینش واقعگرا
6. آفرینش صفر 6. بدون کنترل درام تلویزیونی
خیالپردازانه جامعه اصیل
گسترده
روابط میان مشتریان، صاحبان و عرضهکنندگان
«شواهد بسیاری به نفع دیدگاه مطرح شده در قانون دوم روزنامهنگاری آلتوشول (ص 124) وجود دارد که میگوید: "مطرب بالاخره مطابق میل صاحب مجلس مینوازد" (قانونی که کاملا با برداشت بازارگرای نظریه مطبوعات آزاد سازگار است). اما در قالب این نظریه هنوز میتوان جایی برای آزادی مطبوعات یافت و انواع ترتیبات میان رسانهها و "صاحب مجلس"های گوناگون امکانپذیر است.
برداشتی ساده از موضوع دو شق متضاد را مطرح میکند یا اینکه رسانهها کاملا متعهد به دفاع از منافع دولت یا طبقه سرمایهدارند یا اینکه میتوان آنها را حرفهایهای مستقلی دانست که برای اهداف آرمانی ارتباطی با موانع مادی که حسابداران بوروکرات یا نزولخواران/رباخواران ایجاد کردهاند مبارزه میکنند. هیچیک از این دو حالت، نوع رایج نیست.
مطمئنا نوعی تنش درونی میان آنها که هزینه خدمات حرفهای یا سرمایهگذاری اقتصادی را تامین میکنند و آنها که خدمت را ارائه میدهند یا سرمایهگذاری را اداره میکنند وجود دارد. یکی خواهان ارزش در مقابل پول با بازده سرمایهگذاری و دیگری معمولا خواهان رضایت خاطر با معیارهای حرفهای و درآمد است». اما در مورد رسانهها این وضعیت توسط عواملی دگرگون میشود. از جمله این عوامل عبارتند از:
«- منابع مالی، چه دولتی چه خصوصی، میتوانند اهداف غیرانتفاعی یا حرفهای داشته باشند.
- حرفهای ها میتوانند اهداف سودجویانه یا نفعطلبانه شغلی داشته باشند که باعث میشود خود را با مشتریان، حامیان مالی یا صاحبان رسانهها هم هویت پندارند».
رابطه با منبع
«استنباط از رسانه به عنوان "دروازه بان" از مدتها پیش پژوهشگران رسانهها را به خود جلب کرده است». همه رسانهها مجبوراند از میان دامنه وسیعی از اقلام ممکن برای پرکردن کانالهایی که ظرفیت محدود دارند، برخی را برگزینند، اما ماهیت رابطه گزینشگر-منبع شدیدا متنوع است و به تبع آن نقشهای درآمیخته با آن نیز چنیناند.
انواع اصلی وضعیتها را میتوان به شکل زیر مشخص کرد:
· گزینش میان مولفین یا هنرمندان برای انتشار آثار آنها به شیوهای که در نشر کتاب، سردبیری مجلات، تئاتر، نشر موسیقی و غیره رایج است.
· تماسهای منظم با مطلعین درون سازمان و متخصصان و خبرگان دیگر به صورتی که رسانههای خبری و غیره آن، به منظور دستیابی به اطلاعات به هنگام و موثری که به شکل دیگری قابل دستیابی نیست (و به ویژه قبل از سایر رقبا)، برقرار و حفظ میکنند.
· تماسهای منظمی که توسط خود منافع بالقوه به منظور اطمینان یافتن از دسترسی دلخواه به اطلاعات برقرار میشود. این موضوع به ویژه در مورد فعالین سیاسی، شرکتهای بزرگ، نهادهای دولتی، شخصیتهای صنعت نمایش و غیره مصداق دارد.
· مشاهده مستقیم، گردآوری اطلاعات، ارائه گزارش روز به روز با دنبالهروی از رویداد و به ویژه توسط رسانههای جدید.
· استفاده از خدمات عرضه کنندگان اطلاعات، به ویژه بنگاههای خبری ملی یا بین المللی، سازمانهای فیلمهای خبری، موافقتنامههای مبادلات تلویزیونی، اما همین طور کانونهای نویسندگان، مولفین، هنرمندان و غیره».
روابط درونی سازمان رسانهای
«در بیشتر کاوشهایی که در باب سازمانهای رسانهای صورت گرفته، کوشش شده تا چهار جهتگیری اصلی را که به وجود آورنده مرزهای تقسیمات درونی رسانهها هستند مشخص کنند:
· در مورد اهداف کارآیی و موفقیت اقتصادی تعیین شده توسط مدیریت؛
· در مورد اهداف حرفهای، بر اساس داوریهای متخصصان و همکاران؛
· در مورد جامعه بیرون از سازمان که میتواند تحت تاثیر اخبار، عقاید و هنر خلاق قرار گیرد؛
· در مورد شهرت و موفقیت در میان مخاطبان انتخاب شده».
اصلیترین گزینههای نقشی پیش روی ارتباطسازان جمعی در شکل زیر نشان داده شده است:
جهتگیریهای نقشی متفاوت ارتباطسازان
موضوع جهتگیری معیارهای موفقیت
تصویب مدیریت
1. سازمان رسانهای پیشرفت شغلی
موفقیت اقتصادی
2. حرفه یا مهارت تایید همکاران حرفهای
رضایت درونی
3. جامعه شان خارج از سازمان
نفوذ (سیاسی، اجتماعی، فرهنگی)
4. مخاطبان شهرت، محبوبیت
نفوذ بر رفتار عامه مخاطب
روابط با مخاطبان
«اگر چه مطابق فهم متعارف و در واقعیت، مخاطبان مهمترین سفارشدهندگان در محیط هر سازمان رسانهای هستند و بیشترین نفوذ را دارند، اما بیشتر تحقیقات انجام شده نشان میدهند که در نظر بیشتر ارتباطسازان جمعی، مخاطبان چندان مهم شمرده نمیشوند حتی اگر در مدیریتها به دنبال ارزیابی ارقام دقیق فروش باشند. متخصصان حرفهای رسانهها درجه بالایی از "واقعگریزی" از خود نشان میدهند».
فعالیتهای سازمانی رسانهها: دروازهبانی
مفهوم دروازهبانی، با وجود مفید بودن و قابلیتهایی که برای کاربرد در بسیاری موقعیتهای رسانهای دارد، از یک محدودیت درونی رنج میبرد و آن اینکه، چنین تلقی میشود که اخبار به صورت داستان و رویداد حاضر و آماده و بدون مشکل به دروازه رسانه میرسد و در آنجا یا پذیرفته و یا حذف میشود. آشکار است که محتواهای خبری مربوط به رویداد از مسیرهای مختلف و به صور گوناگون به رسانه میرسد. ممکن است که برای یافتن آن جستوجویی صورت گرفته باشد، از پیش سفارش داده شده باشد و یا برای کشف آن به طور منظمی سرمایهگذاری شده باشد. گاه نیز باید در داخل سازمان تولید یا ساخته و پرداخته باشد. چنین تولیدی، مثل انتخاب خبر، تصادفی و ذهنی نیست بلکه عمدتا مطابق الگوهای تفسیر و معنایی صورت میگیرد که به نهادهای بوروکراتیکی که منبع خبر یا پردازش کننده رویدادند (مراکز پلیس، دادگاهها، موسسههای رفاهی، کمیتههای دولتی و غیره) تعلق دارد. به نظر فیشمن (1982) "آنچه رسانهها میدانند و میتوانند بدانند بستگی به منابع گردآوری و پردازش اطلاعات این موسسات دارد."
عوامل اصلی که بر انتخاب رویداد اثر میگذارند را میتوان تحت عناوین آدمها، مکان یا زمان به صورت ترکیبی یا به صورت منفرد، مورد بررسی قرار داد».
مردم و انتخاب
«برخی از مردم یا نهادها مورد توجه بیشتر رسانهها قرار دارند و به عنوان منابع اطلاعات موقعیت ممتازی دارند». «اخبار معمولا بیش از آنکه راجع به خود رویداد باشد گزارش چیزهایی است که افراد برجسته راجع به رویداد میگویند و گفتههای شخصیتهای برجسته، تحت برخی شرایط خود حادثه و اخبار به شمار میآیند، به ویژه وقتی که این گویندگان این قدرت را دارند که بر رویداد آتی اثر بگذارند».
مکان و انتخاب
«اخبار شامل رویدادهایی است که از آنچه متعارف است درمیگذرد و میبایست در مکانهایی که رویدادهای خبرساز گذشته اتفاق افتادهاند یا عیان شدهاند، در انتظارشان بود (مثل دادگاهها، مراکز پلیس، پارلمانها، فرودگاهها، بیمارستانها و غیره). رسانههای خبری معمولا به شبکهای متصلاند که سراسر جهان را میپوشاند و در نقاط کلیدی دارای نمایندگی یا خبرنگار است. این شبکه در مکانهایی که قدرت متراکم شده است حضور تنگاتنگی دارد».
زمان و انتخاب
«زمان تاثیری عظیم بر گزینش اخبار دارد». «تازه و به هنگام بودن خبر هم به معنای بدیع بودن آن است و هم معنیداری آن». «اهمیت خبر "روز" یا "اختصاصی" برای روزنامه غالبا از هر عامل دیگر در تصمیمگیری برای گزینش و "برجستهسازی" مهمتر است».
عوامل دیگر، رسانههای دیگر
«نفوذ شدید مردم، زمان و مکان بر گزینش خبر نباید به پنهان ماندن این واقعیت بینجامد که برخی رویدادها از ویژگیهای محتوایی برخورداراند که به آنها در طراحی مراحل گزینش، بدون توجه به مسائل وسیعتر ارزش اخبار، اولویت میبخشد. به قول گالتونگ و روژ (1965) سازمانهای خبری مدرن احتمالا در مورد رویدادها اولویتهایی دارند که میتوان با معیارهای زیر مشخصشان کرد: داشتن محدوده زمانی کوتاه (ناگهانی بودن)، شدت و مقیاس عظیم داشتن، واضح و بدون ابهام بودن، نامنتظر بودن، نزدیکی فرهنگی داشتن با مخاطبان موردنظر، دارای استمرار بودن (از پیش در اخبار بودن و سازگاری داشتن با تصاویر و توقعات پیشین)، البته یک انتخاب مهم دیگر وجود دارد. به نظر تاکمن (1978) گزارشها باید حداقل ریسک را برای سازمان خبری دربرداشته باشند. یعنی باید مبتنی بر واقعیات قابل اثبات تجربی و در صورت امکان، قابل انتساب به منابع معتبر باشند».
فعالیت سازمانی رسانهها: پردازش و ارائه
«استدلال شده است که وجود جانبداری در محتوا نه فقط بهخاطر گزینش الگودار تهیهکنندگان آن بلکه همچنین ناشی از متابعت آن از شیوههای قراردادی و جاافتاده درونسازمانی است. یک بعد این قضیه گزینش مجدد (از سر و ته مطلب زدن) پس از انتخاب اولیه است. این عمل جانبداری اولیه را تقویت میکند».
«سازمانهای رسانهای گرایش بر این دارند که آثار رسانهای را بر اساس معیارهایی که با اهداف و منافعشان سازگار است، برای تولید و توزیع مجدد انتخاب کنند. برخی اوقات این معیارها حرفهای و تخصصی هستند اما در رسانههای تجارتی معمولا وزن بیشتری به آنچه بیشتر فروش میکند، داده میشود. در میان معیارهای تجارتی مهم میتوان از تولید ارزان و راحت بر مبنای فرمولهای اثبات شده موفقیتآمیز نام برد».
بسم تعالی