مدرنیته ارتباطی
نظریه های رسانه, اندیشه های رایج و دیدگاه های انتقادی سید محمد مهدی زاده انتشارات همشهری فصل دوم نظریه ارتباطات و تحول تاریخی: رسانه و مدرنیته مقدمه: بحث حاضر ناظر به فراز و فرودهای تاریخی و شکاف های معرفتی و معیشتی بین انسان قدیم و جدید, ارتباطات و رسانه را عامل مؤثر در ظهور مدرنیته و مدرنیسم می داند. مدرنیته در برابر سنتی اشاره به پیشرفت های اجتماعی, سیاسی, اقتصادی و فناورانه دارد. ویژگی های متمایز کننده دوران مدرن و سنتی بنا بر نظر "دن لافی" چنین است: مدرنیته ( جوامع مدرن ) پیشا مدرن ( جوامع سنتی ) سرمایه داری / بازار معیشت بخور نمیر صنعتی کشاورزی شهری روستایی علم خرافه بوروکراسی اشراف سالاری عقلانی احساسی و عاطفی قانون فقدان قانون فرهنگ طبیعت سواد جامعه شفاهی فرد گرایی اشتراکی و گروهی / قبیله ای جدایی زمان از مکان همراهی زمان با مکان این عدم همراهی زمان و مکان در دنیای مدرن را: · رابرتسون: فشردگی جهان · هاروی: فشردگی زمان – مکان · گیدنز: جدایی زمان از مکان میخوانند. گیدنز: 1. جدایی زمان و مکان : نیروی پویای مدرنیته و شرط وقوع فراگرد "از جا کندگی" 2. از جا کندگی : کنده شدن روابط اجتماعی از بافت های محلی تعامل و تجدبد ساختار آنها در گستره های نامعین زمانی – مکانی 3. رسانه های فنی : یکی از ساز و کارهای از جا کندگی 4. جدایی زمان از مکان و دستیابی به دانش انتقادی درباره سنت, بازاندیشی مدرنیته را بوجود آورد. 5. بازاندیشی مدرنیته: تغییر کنش انسانی تاریخ شروع مدرنیته: 1. ظهور اندیشه روشنگری در قرن 18 2. شروع سرمایه داری در قرن 16 3. اختراع ماشین چاپ در نیمه دوم قرن 15 سه مرحله مدرنیته از دید "مارشال برمن": 1. آغاز قرن 16 تا پایان قرن 18 تجربه آغازین از زندگی مدرن بدون هیچ شناختی از آن 2. از انقلاب فرانسه تا پایان قرن 19 تغییر در تمامی صحنه های زندگی توسط مردم پذیرفته شده و مردم خود را در دوران طلایی مدرن می یابند. اهمیت این دوران به خاطر رشد رسانه های جمعی است . 3. قرن 20 مدرنیزاسیون تمام جهان را در بر میگیرد و در عرصه های هنر و اندیشه فرهنگ غالب می شود. گسترش مدرنیزاسیون, مدرنیسم را بوجود آورد. نظریه رسانه ای مدرنیته بر نقش و پیامد مثبت رسانه ها در ایجاد فرهنگ و جامعه مدرن اشاره دارد در حالیکه مدرنیسم به پیامدهای منفی آن می پردازد و به انتقاد از آن می پردازد. در ادامه به بررسی نظریات صاحب نظران هر حوزه می پردازیم. 1. هارولد اینیس : سوگیری ارتباط رسانه دارای سوگیری زمانی: دارای ویژگی هایی است که آن را در زمان پایدار می کند مثل سنگ نوشته ها, در این موارد جامعه مرتبط با آن توانایی رشد و گسترش در عرصه جغرافیا را ندارد و به همان صورت سنتی به حیات خود ادامه میدهد. رسانه دارای سوگیری مکانی امکان انتشار در مکان را دارد. رسانه هایی مانند کاغذ و پاپیروس آغازگر جنبش های سلطه جویانه برای گسترش حیطه جغرافیایی محسوب می شوند. قرن پانزدهم با اختراع صنعت چاپ و گسترش دریانوردی افق تازه ای پیش روی رسانه های وابسته به مکان گشود. 2. مارشال مک لوهان: رسانه پیام است. از نظر مک لوهان عامل اصلی تحولات تاریخی و اجتماعی, نظام های ارتباطی و نوع رسانه در انتقال پیام است. مراحل 3 گانه زندگی اجتماعی : دوره وسیله ارتباط رسانه مسلط حس غالب برهه زمانی قبیله ای شفاهی گفتار شنوایی قبل از 1500 م قبیله زدایی مکانیکی چاپ بینایی 1500-1900 دهکده جهانی الکترونیکی رادیو و تلویزیون شنوایی بعد از 1900 م تحول فناوری ارتباطی در دوره دوم با تغییر رفتار حسی, منجر به تغییر نظم و صورت بندی اجتماع که همان فرهنگ است می انجامد. 3. والتر بنیامین: هنر و باز تولید مکانیکی ازمیان فرانکفورتیها شاید تنها بنیامین باشد که نسبت به رسانه خوش بین بوده و وضعیت فعلی آن را در مدرنیته, ایده آل فرض می کند. بنیامین اوج کارکرد هنر را در خدمت به بسیج توده و آزادی آنان از قید سلطه می داند. هنر در عصر سنتی کارکردی منحصر به فرد داشته وهمچون ابژه هایی مقدس دارای هاله بوده و پیوست محکمی با سنت داشته است, این خاصیت انحصاری آن را از دسترس عموم توده خارج کرده و کمکی برای سلطه محسوب می شود در حالیکه باز تولید مکانیکی تمدن با تولید انبوه هاله آیینی آن را نابود کرده و به صورت یک فناوری همه جایی در اختیار توده قرار می گیرد. کارکرد آیینی آن را تبدیل به کارکرد سیاسی کرده و همچون وسیله ای برای نمایش میشود. بنیامین بر خلاف سایر همفکرانش نسبت به رسانه بسیار مثبت فکر میکند. 4. جان تامپسون: رسانه و مدرنیته وی تحت تأثیر گیدنز و آرای او در باب مدرنیته به این معتقد است که هر فرایند مبادله نمادین مستلزم فاصله شکل نمادین از زمینه تولید خود است. لذا شکل نمادین توانایی باور نکردنی در گسترش در حیطه های زمانی و مکانی دارد. تامپسون برای رسانه ها دو وظیفه کالایی سازی اشکال, و صور نمادین و تضعیف اقتداردینی قایل است. به دنبال آن شاهد گسترش عقل گرایی و فرد گرایی و اومانیسم و اصلاحات مذهبی بودیم. 5. یورگن هابرماس: رسانه و حوزه عمومی عمده بحث هابرماس روی عنوان حوزه عمومی است, حوزه عمومی بورژوایی که در نتیجه تغییر و تحولات تاریخی و اجتماعی قرن 18 بوجود آمده و در کنار حوزه اقتدار دولت و حوزه خصوصی مردم در فرهنگ تأثیر گذار است و گاه بیشتر. ابزلر اصلی منازعه سیاسی در حوزه عمومی, استفاده عمومی از خرد جمعی است. اشکال نهادی در حوزه عمومی: · سالن ها در فرانسه · محافل ادبی و آموزشی در آلمان · قهوه خانه ها در انگلستان سه معیار مشترک این نهادها: · هم شأن تلقی شدن همه شرکت کنندگان در بحث · موضوعاتی بحث میشد که کمتر اشراف بدان می پرداختند · مجاز بودن هر شخص به ورود در بحث ها سه عنصر اساسی حوزه عمومی طبق نظر ابرین: · مکان در دسترس · شناخت و درک کامل نسبت به تمامی گزینه های احتمالی · نظارت منظم بر سیاست دولت هدف اصلی در حوزه عمومی: · در گرفتن بحث های انتقادی عقلانی میان شهروندان درباره خیر مشترک رسانه و حوزه عمومی: نوع رسانه خبری محتوای مورد تأکید دروازه بانان اصلی جزوه های حاوی اطلاعات ( خبرنامه ) اخبار واقعی نا مشخص نشریات و گاهنامه های انتقادی تفسیر / گفتگوی ادبی و سیاسی سردبیر / نویسندگان ایجاد حوزه عمومی واقعی نشریات مصرف کننده آگهی / روابط عمومی ناشران / مالکان ایجاد حوزه عمومی فرمایشی 6. فردیناند تونیس: اجتماع و جامعه اجتماع یا گمین شافت, نوعی سازمان اجتماعی است که: · دارای روابط نزدیک میان فردی · دارای احساسات دو سویه پیوند دهنده · انسانها به عنوان اعضای یک کلیت واحد · کنترل اجتماعی قوی ولی غیر رسمی از طریق سنت ( سنت دینی و خانواده و دوستان ) · دارای اراده ارگانیک جامعه یا گزل شافت, شکل بروکراتیک تر و غیر شخصی تر سازماندهی و کنترل اجتماعی ناشی از قرارداد به پشتیبانی دولت است و دارای اراده سنجیده عاری از احساسات بشری است. در چنین جامعه ای ارتباطات بر اساس منافع شکل می گیرد لذا عقل سلطه گر حاکم است و افراد همچون مهره هایی با قابلیت تعویض هستند. تفاوت های اجتماع و جامعه: اجتماع جامعه ارتباط محدود است ارتباط گسترده است ارتباط عمیق است ارتباط سطحی است ارتباط ارگانیک یا ذاتی و طبیعی است ارتباط سنجیده است در هر زمان و مکانی هر دوی اینها وجود دارند. مدرنیته به هیاهو و نزاع درونی نسبت به اینها منجر شده است چرا که از یک طرف میل حیات در قالب اجتماعات و از طرف دیگر امکانات آزادی بخشی موجود در جامعه انسان را سر یک دو راهی قرار داده است.این کششهای متعارض منشأ پیدایش دو هویت می شود: 1- هویت جمعی بسته 2- هویت شخصی مستقل به نظر تونیس راه حل : افکار عمومی جامعه را به سوی زندگی گروهی و صمیمانه سوق بدهد. 7. دیوید رایزمن: از قطب نما تا گردش نما تقسیم بندی شخصیت ها: شخصیت مشخصه انطباق مکانیسم کنترل نقش وسایل ارتباط جمعی سنت راهبر فقدان تحرک اجتماعی پیوندهای نسبتا ثابت جامعه باستانی یا سنتی سنت تربیت فردی به صورت شفاهی درون راهبر تحرک شخصی در حال رشد افزایش ثروت فرصت های شغلی جهت گیری به سوی درون مراحل آغازین جامعه سرمایه داری قطب نمای عقل انتقال میراث فرهنگی از طریق چاپ و رواج انگاره های فردی دگر راهبر جهت گیری تحت تأثیر نیروهای بیرونی و توجه به دیگران تمایل به مصرف گرایی جامعه فعلی گردش نما شکل دادن افراد 8. آر. لیویس: تمدن توده وار 9. ریچارد هوگارت: فرهنگ توده وار 10- ریموند ویلیامز: فناوری و شکل فرهنگ
محمد مهدی صحاف
بسم تعالی