اخبار و دیدگاه ها
منبع : فصول 3و4 از کتاب «اطلاعات عالمگیر و ارتباطات جهانی» نوشتهی پروفسور حمید مولانا.
فصل سوم
اخبار و دیدگاهها
در طول دههی 1970، دههی 1980 و اوایل دههی 1990 مطالعات جریان اخبار بین مرزهای ملی تقریبا به صورت تصاعد هندسی افزایش یافته است. در حالی که مطالعات اولیه با نظام ارتباطی واحد یا کشور واحد سروکار داشت، روند جدید معطوف به مطالعات تطبیقی نظامهای جغرافیایی، منطقهای و بین المللی است. برای انجام این مطالعه، مطالعات و تحقیقات جاری دربارهی جریان بین المللی اخبار از جمله مجموعههای کتابشناختی تهیه شده توسط یونسکو، تحلیل قرار گرفت.
با نگاهی به توزیع منطقهای مطالعات، مناطقی که بیشتر در کانون تحقیق و تحلیل بودهاند عبارتند از: آسیا، آمریکای لاتین و آمریکای شمالی. این امر تا اندازهای زاییدهی کار چندین نهاد درگیر در مطالعات ارتباطی بود، عمدتا مرکز اطلاعاتی و تحقیقاتی ارتباطات جمعی آسیایی در سنگاپور، مؤسسهی مطالعات فراملی آمریکای لاتین در مکزیکوسیتی و مؤسسهی ارتباطات شرق-غرب در هونولولو هاوایی. برای اولین بار در تاریخ ارتباطات بینالملل، تعداد عمدهای از این مطالعات را دانشمندان جهان سوم انجام میدادند. منابع اولیهی اطلاعات دربارهی الگوی جریان اخبار بینالمللی عبارتند از: تحلیل محتوای رسانههای گروهی و بررسیهای نمونهای که دادههای مربوط به مقدار اخبار خارجی و انتشار اخبار داخلی بیرون از مرزهای ملی را بر اساس ویژگیهای واحدهای نمونه فراهم میآورد.
متأسفانه، افزایش دسترسی دادهها با بهبود مناسب در کیفیت نظری، روششناختی یا حتی آماری همراه نبوده است. در بسیاری از موارد، علاقهی رو به رشد به این موضوع تنها به افزایش ارزیابیهای خام در مورد انتشار و توزیع اخبار برای کشورها و مناطق گوناگون در سراسر جهان بر اساس منابع دادهها منجر شده است که ممکن است بهترین ارزیابیهای موجود باشند، اما چنان که باید معتبر نیستند. با مروری جامع بر این مشکلات که در زیر میآید میتوان به برخی از نشانههای اهمیت آنها پی برد.
اولا، به دلایلی روشن، تعریف اخبار که در بسیاری از مطالعات به کار برده شده است، تعریفی جامع و مورد پذیرش همه نیست. ثانیا، حتی اگر مفهوم اخبار به گونهای شایسته تعریف شود، سنجش عملی آن دشوار است. مشکلات گوناگون بسیاری در دو انتهای فرایند ارتباط – منبع و مقصد- پدید میآید؛ فرایند انتشار اخبار فرایندی پیچیده است. ثالثا، مشکل کمیت در برابر کیفیت در گزارش و انتشار اخبار وجود دارد.
محدودیتهایی در درون مفاهیم به کار گرفته شده در سنجش جریان اخبار وجود دارند. مثال متداول آن، مفهوم دروازهبانی، برگرفته از کار کرت لوین در روانشناسی است. میدانیم در هر فرایند جریان یک چیز به خودی خود در مجرا حرکت نمیکند، بلکه مستقیم یا غیرمستقیم به دست یک فرد، یک نهاد و در اثر مجموعهای از عوامل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به حرکت درمیآید. بنابراین، تحلیل دروازهبانی جریان اخبار جهان به سوی نیروهایی که جریان را آغاز میکنند هدایت میشود (مولانا، 1387، صص83-87).
زمینههای جاری تحقیق
تحقیقات دربارهی جریان بینالملل با چندین زمینهی تحقیقاتی جدید که میتوان آنها را براساس دو مقولهی عمدهی زیر گروهبندی کرد همراه بوده است: ا) مطالعات مرتبط با محتوا و جریان بالفعل اخبار؛ 2) مطالعات مربوط به عوامل تعیین کنندهی جریان اخبار. نخستین مقوله – محتوا و جریان بالفعل اخبار – میتواند به چهار زمینهی جداگانهی تحقیق تقسیم گردد.نخستین زمینهی تحقیق جریان و محتوای اخبار از یک کشور به کشور دیگر را بررسی میکند و یا به شکل مقایسهای، جهت و اندازهی جریان اخبار در یک منطقه یا در سطح بینالمللی را بررسی میکند. دومین زمینهی تحلیل با مطالعات بسیار بر روی نقش «مرکز- پیرامون» و «سلطه- وابستگی» در مطالعات جریان اخبار مشخص میشد. زمینهی سوم کاوش با بررسی انگارهها و مفاهیم موجود در محتوا، بر معنا و ماهیت کیفی اخبار تأکید دارد. آخرین رویکرد که عمدهی دانشمندان گوناگونی که سیاست خارجی و نظامهای بینالمللی را مطالعه میکنند از آن استفاده کردهاند، بنابر معمول « تحلیل رویدادها- تعامل» نامیده میشود. هدف این شیوه تحقیق تفسیر«تعامل» کشورها یا بازیگران است، چنان که در تحلیل رویدادها یا دادههای جدید بازتاب مییابد.
تقریبا همهی تحقیقات در چهار زمینه تحقیقاتی پیش گفته به شیوهی سنتی تحلیل محتوای اخبار انجام شده است: چه چیز چاپ یا پخش میشود؛ بنگاههای خبری چه چیز را انتقال میدهند؛ چه کسی خبر را عرضه میکند؛ گزارش دربارهی کدام کشورهاست و الگوی آن گزارشها کدام است؟ دومین مقولهی مطالعات- عوامل تعیین کنندهی اخبار- دارای دو زمینهی تحقیقاتی است: مطالعات مربوط به عوامل رسانهای مؤثر بر جریان اخبار و مطالعاتی که عوامل برون رسانهای تعیین کنندهی محتوا و جریان اخبار بررسی میکنند.
مطالعات بررسی کنندهی جهت جریان اخبار سه الگوی جداگانه را به عنوان فرضیه مطرح کردهاند. اولین الگو «مرکز- پیرامون» و کار یوهان گالتونگ در تحلیل وی از نظریهی ساختاری امپریالیسم نمونهی آن است. در تحلیل او جهان به دو بخش تقسیم میشود: مرکز یا جوامع مسلط ، و پیرامون یا مناطق وابسته. گالتونگ این ساختارهای نظری را به ارتباطات و تعامل فرهنگی پیوند میدهد و به تعامل عمودی به عنوان عامل عمده در نابرابری کشورها اشاره میکند. فرضیهی گالتونگ را میتوان در چهار گزارهی توصیف کنندهی اخبار بینالمللی خلاصه کرد:
1-بخش اعظم رویدادهای خبری مرکز در شبکههای مطبوعاتی جهان گزارش میگردد؛
2-اختلاف بسیار زیادتری در میزان مبادلهی اخبار کشورهای مرکز و پیرامون در مقایسه با میزان مبادلهی کشورهای مرکز وجود دارد؛
3-در مقایسه با بخشی که اخبار پیرامون در رسانههای کشورهای مرکز اشغال میکند، در رسانههای کشورهای پیرامون اخبار مرکز بخش گستردهتری از محتوای اخبار خارجی را اشغال میکند؛
4-به طور نسبی جریان اخبار میان کشورهای پیرامون به ویژه بین مرزهای مشخص شده به وسیلهی استعمار کم است یا وجود ندارد.
دومین الگو بر این فرضیه مبتنی است که جریان اخبار، عمودی و از کشورهای توسعه یافتهی شمال به کشورهای در حال توسعهی جنوب، همراه با جریان تکمیلی افقی در درون شمال و در درون جنوب است، گرچه حجم جریان درونی دومی به اندازهی قابل توجهی کمتر است. همچنین در درون الگوی شمال-جنوب، جهتی را که از آن به «جریان مدور» تعبیر میشود، میتوان تشخیص داد که در آن اخبار گردآوری شده در جنوب را خبرنگاران شمال پیش از بازگشت نهایی آنها به رسانهها در جنوب برای پردازش و ویراستاری به شمال انتقال میدهند.
سومین الگو، جریانی سه گوش است که شمال را به شرق و غرب تقسیم و هر یک را به جنوب متصل میکند. در یکی از جامعترین مطالعات از نظر جغرافیایی، جورج گربنر و جورج مروانی نتیجه گرفتند که در اخبار خارجی، شرق و غرب نخست مناطق ژئوپولتیکی مربوط به خود و نیز روابط شرق-غرب را پوشش میدهند، در حالی که رسانههای جهان سوم عموما بزرگ ترین بخش پوشش اخبار خارجی را به شمال اختصاص میدهند (همان؛صص87-93).
بنگاههای خبری و مبادلهی خبر
یکی از ابعاد اصلی جریان بینالمللی اخبار، کارکرد خبرگزاریها یا بنگاههای خبری است که شاید در نتیجهی مشاهدهناپذیری نسبی کارکرد آنها، محققان ارتباطات تا دههی 1960 توجه آنها داشتند مطالعات مبتنی بر مالکیت و سازمان بنگاههای خبری «چهار بزرگ»- آژانس فرانس پرس (فرانسه)، آسوشیتدپرس (ایالات متحدهی آمریکا)، رویترز(انگلستان)، و یونایتد پرس اینترنشنال (آمریکا) نیز تا این زمان با رشد قابل توجهی روبه رو شدند. این مطالعات مظهر بیشتر تحقیقات در دههی گذشته بودند. طرح و برنامه اکنون غالبا بر روی سه بازیگر عمدهی در صحنه متمرکز است: 1) بنگاههای جهانی «چهار بنگاه خبری بزرگ» و شرکتهای چند ملیتی که خبر را در سراسر جهان گردآوری و اشاعه میدهند؛ 2) بنگاههای ملی که جریان و گردش خبر در داخل کشور و اخبار داخلی در خارج را به عهده دارند؛ 3) بنگاههای منطقهای و تمهیدات آنها برای همکاری در مبادلهی اطلاعات در راستای افزایش نقش جهان سوم در جریان بینالمللی اخبار.
مهمترین جایگزین بنگاههای خبری فراملی «نیوز پول» یعنی بنگاه خبری کشورهای غیرمتعهد بوده است. نیوز پول در کنفرانس دهلی نو، متشکل از وزیران اطلاعات و نمایندگان بنگاههای خبری کشورهای غیرمتعهد، تأسیس شد. سیاست « نیوز پول» این بود که با خبر به عنوان منبعی با ارزش برای توسعه و رفاه عمومی به جای تنها به عنوان یک کالا، رفتار و عمل نماید. از تأکید بر جنبهی سرگرمی خبر به سود اطلاعات که بنابر باور سردبیران برای رهایی و توسعهی مردم با ارزش است کاسته میشود. بنابر اصطلاح روزنامهنگاری غربی،« پول» بیشتر شبیه یک «خبرگزاری کوچک» است تا یک «بنگاه خبری»ای که ادعای آن را دارد.بنگاههای عمده نه تنها اخبار معمولی و مقالات اصلی را عرضه میکنند، بلکه برنامههای تلویزیونی نیز برای مشتریان خود پخش میکنند (همان؛ صص95-97).
اولین مطالعه که اجرای آن را «ویلبراشرام »و«الوین ات وود» به عهده گرفتند، جریان اخبار جهان سوم از مبدأ آن تا اخبار چاپ شده در روزنامهها و سپس تا خود خوانندگان را ردیابی میکند. در مطالعهای که در دسامبر 1977 انجام و در 1981 منتشر شد، شرام و ات وود محتوای خبری 19 روزنامهی آسیایی به هشت زبان مختلف، چهار بنگاه بینالمللی و بنگاه خبری چین نو را که خبرگزاری کابلی به مشتریهای آسیایی خود ارائه دادند تحلیل کردند. نتیجهی عمدهی مطالعه این است که انتشار خبر در جهان سوم را نمیتوان کاملا براساس بنگاههای خبری بینالمللی فهم کرد و این بنگاهها شاید از نظر کیفیت و کمیت و کیفیت اخبار در جهان سوم به بنگاههای ملی خود آن کشور بسیار مربوط است.
سه ضعف در این مطالعه این نتیجهگیری را غیر قطعی ساخته است: اول اینکه سنجش خوانندگان در مطالعهی «شرام-ات وود» تنها به یک روزنامه در فیلیپین محدود است. دومین ضعف این است که در بسیاری از کشورهای جهان سوم، به علت منابع محدود و همچنین نبود زیرساختهای راه دور، دولتها خیلی زیاد درگیر فرایند جریان اخبار به داخل و خارج از کشور هستند. نتیجهگیری شرام-ات وود این واقعیت را تبیین نمیکند. نکتهی سوم خود تعریف خبر و سودمندی به کار بردن ارزشهای خبری غرب برای قضاوت دربارهی جریان و محتوای خبری در روزنامههای آسیایی است (همان؛ صص 98-99).
بنگاههای ملی، راه و روشهای انتخابی کمی و کیفی خودشان را دارند و از طریق این بنگاههای ملی خبرگزاریهای جهانی بین رسانهها توزیع میشوند. در پایان دههی 1970 و آغاز دههی 1980 به مطالعهی بنگاههای خبری ملی توجه بیشتری شد. بیشتر تحقیقات انجام شده در این مقطع با نظامهای مالکیت و سازمان سروکار دارد. سه نوع مالکیت درون بنگاههای خبری ملی وجود دارد: 1)دولت مالک آنها است و به آنها یارانه پرداخت میکند. 2) مالکیت آنها در اختیار رسانهها یا تعاونیهاست. 3) شرکتهای مختلط (در مالکیت دولت و رسانه).
مطالعات نظاممند اندکی مربوط به جریان اخبار توسط بنگاههای منطقهای در دسترس است. بیشتر نشریات این حوزه دارای ماهیتی توصیفیاند و گزارش نشستهای آموزشی یا پژوهشی، قطعنامهها و توصیهها را در بردارند. دگرگونی مهمی در حوزهی بنگاههای خبری منطقهای و مبادلهی خبر بین سالهای بین 1979 و 1983 در دو حوزه اتفاق افتاد: حوزهی نخست به وجود آمدن واقعی بنگاههای خبری منطقهای و حوزهی دوم همکاری بهبود یافتهی فنی و حرفهای بین اتحادیهها و مؤسسات مختلف خبری و پخش در آسیا، افریقا و آمریکای لاتین بود. چنین تمهیداتی براساس شالودههای جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی و حتی مذهبی گرفته شدند. تلاشهای مهم دیگر شامل تأسیس بنگاه خبری «کارائیب»، بنگاه خبری «پان آفریکن»، بنگاه منطقهای امریکای لاتین و ایجاد بنگاه خبری اوپک در وین در همین اواخر به وسیلهی کشورهای عضو اوپک بوده است.
مطالعات دربارهی بعد محتوایی جریان اخبار تلاش میکند نواقص جریانهای فعلی اخبار جهانی را نشان دهد و پنج نقص اخبار جهان را به تصویر بکشد. نخست اینکه اخبار بینالمللی «غرب محور» است؛ زیرا منابع اخبار، حتی در بیشتر جهان سوم، خبرگزاریها و بنگاههای خبری غربی هستند. دومین نکته این است که پوشش خبری موجود دربارهی جهان سوم بر اخبار منفی یا ناگوار به جای پیشرفت یا اطلاعات آموزشی تأکید دارد. سوم اینکه، اخبار بینالمللی غالبا سطحی و بیش از اندازه سادهسازی شدهاند، از این جهت که بر گرایش دولتها و نه بر پوشش دقیق و جامع کشمکشهای مؤثر بر ملتها و مردم تمرکز دارد. چهارم اینکه، اخبار بینالمللی نخبگان را پوشش میدهد و نه تودهها را و سرانجام اینکه تحقیقات نشان میدهد تأکید اخبار بینالمللی بر بر حوادث است و نه بر عواملی که منجر به حوادث میشوند یا علل و اسباب حوادثاند (همان؛ صص 101-104).
از تحقیقات دربارهی جهت جریان اخبار بینالمللی میتوان چهار نتیجهی عمده گرفت: نخست این که بیشتر اخبار بینالمللی از مرکز، شمال یا غرب از طریق بنگاههای خبری مسلط آنها جریان مییابد؛ یعنی جریان عمودی از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه است. دوم این که، مجاورت عامل عمدهای در تعیین پوشش خبری است؛ از این نظر که رسانههای بومی معمولا مطالب مربوط به منطقهی جغرافیایی خود را انتخاب میکنند. نتیجهی سوم این که، اروپای غربی و ایالات متحده در رسانهها تحت پوشش خبری بیشتری قرار میگیرند، در حالی که کشورهای سوسیالیستی پیشین و جهان سوم از کمترین پوشش برخوردارند. سرانجام، گرچه جریانهای افقی درون جهان در حال توسعه و نیز جهان توسعه یافته وجود دارند، اما در مقایسه با جریان عمودی یا جریان مدور، این نوع از جریان اساسا بخش کوچکتری از تمام پوشش را تشکیل میدهد. خلاصه این که، توصیف وضعیت فعلی تحقیقات دربارهی محتوای اخبار بینالمللی دشوار است؛ چون بیشتر نویسندگان، گرچه مفروضاتی دربارهی این جنبه ارائه میدهند اما تحقیق جامعی در این زمینه بر عهده نگرفتهاند. مشکل عمدهی دیگر، عدم توافق و نتایج متعارض است. تقریبا یک نتیجهگیری در همهی مطالعات اشکار است: گرچه در کمیت اخبار بینالمللی بهبودهایی وجود داشته است، ولی کیفیت جریان بینالمللی اخبار نامناسب باقی مانده است و هرچه به طرف پایین قیف خبری حرکت کنیم تأکید و تمرکز فزاینده بر بحران و درگیری خشن در جهان سوم نمودار میگردد.
معلوم شده است که چندین عامل بر جریان جهانی اخبار تأثیرگذارند. یکی از عاملهایی که بیش از همه در گردآوری و انتشار اخبار مورد بررسی واقع شده و عاملی است که بر سطوح فردی، سازمانی، منطقهای و جهانی تأثیر میگذارد، امور اقتصادی است. امور اقتصادی بر کیفیت، کمیت، دردسترس بودن و توزیع اخبار به شیوههای زیادی تأثیر میگذارد. عوامل سیاسی همبر محتوای خبر و هم بر جریان واقعی خبر تأثیر دارد. حال و هوای سیاسی یک کشور، ارزش خبری بینالمللی رویدادهای مربوط به ان کشور را آشکارا تحت تأثیر قرار میدهد و تأثیرهای مستقیم دیگری نیز همانند سانسور، مهار ورودی و خروجی روزنامهنگاران و مهار واردات و بازاریابی محصولات خبری را داراست. یکی از پیچیدهترین عوامل، تفاوتهای اجتماعی - فرهنگی است. باورهای فرهنگی، مذهبی و سنتی که به گونهای چشمگیراز یک منطقه یا کشور به منطقه یا کشور دیگر تفاوت میکند، موانعی جدی در برابر جریان آرام اخبار و اطلاعات ایجاد میکنند. یکی از پیچیدهترین عوامل مؤثر بر محتوا و جریان اخبار در سطح بینالملل، توسعهی فناوری و ساختارهای مدتبط با آن است. همراه با عوامل یاد شده عوامل دیگری هستند که از آنها به عوامل «برون رسانهای» یاد میشود؛ مانند سطح سواد، جمعیت و تجارت. در میان این عوامل، مجاورت مادی، فرهنگی و روانی را میتوان گنجانید که بر نگرش گروه از جهان بیرون مؤثر است (همان؛ صص 113-116).
فصل چهارم
بخش مهمی از جریان بین المللی اطلاعات از راه فناوری و شیوههای پخش روی میدهد. از این لحاظ سه زمینه کاوش، جایگاه عمدهای را در ارتباطات بین المللی اشغال میکنند: تلویزیون، پخش رادیویی بین المللی و آخرین فناوری و پدیده در روابط بین الملل، اینترنت.
دیدگاهها در جریان تلویزیونی
مطالعات اولیه دربارهی جریان بین المللی اطلاعات به رسانههای چاپی و بنگاههای خبری مربوط میشدند، اما طولی نکشید که تلویزیون از میان رسانههای متنوع توسط طراحان ملی و همچنین دانشمندان ارتباطات به عنوان نخستین موضوع مهم جدا شد. ویژگی جریانهای بین المللی تلویزیون را میتوان از دو دیدگاه تاریخی بررسی کرد. نخستین آن، بررسی پیشرفت کاوشها و پژوهشهای عالمانه انجام شده در این حوزه است که کار تجربی اولیه «کارل نوردنسترنگ» و «تاپیو واریس» در گزارش 1974 تهیه شده برای یونسکو ثمرهی آن است، کاری که نخستین مستندسازی تجربی جریانهای جهانی برنامهسازی تلویزیونی را در دسترس قرار داده است. دومین رویکرد تاریخی مربوط به بررسی جریانهای تلویزیونی جهانی مطالعهی رشد تلویزیون است. مطالعات پوشش تلویزیونی امور بین الملل توسط شبکههای آمریکایی نشان میدهد که به استثنای خاورمیانه و ویتنام، پوشش خبری جهان سوم پراکنده است (همان؛ صص 133-135).
آثار و نتایج جریانهای تلویزیونی
در سطح جهانی، جریان تلویزیونی را میتوان به عنوان پیامد جریانهای فیلم و پخش از پیش موجود دانست.جای شگفتی نیست الگوهای معرفی و توسعهی تلویزیون در بسیاری از کشورها با الگوهای مربوطه در ایالات متحده یکسان است. در ایالات متحده، زیرساختها و منابع پخش و فیلم از پیش در وضعیت مناسبی قرار داشت تا بتواند سبب رشد تلویزیون گردد. این روند را «اورت ام. راجرز» و «لیویا آنتولا» در مطالعاتشان دربارهی جریانهای تلویزیونی در آمریکای لاتین دنبال میکنند. در این مورد، مکزیک به عنوان تولید کنندهی منطقهای برنامههای تلویزیونی و نیز به عنوان دروازهبان برنامههای آمریکایی که در سراسر آمریکای لاتین توزیع میشود، نقشی حیاتی ایفا میکند.
جامعترین چکیدههای جریانهای تلویزیونی و بین المللی را در کار اصیل «نوردنسترنگ» و «واریس» و کار مخاطرهآمیز ترسیم نقشهی جریان تلویزیونی بین المللی با یک روششناسی جدید به وسیلهی مؤسسهی بین المللی ارتباطات مستقر در لندن میتوان یافت. میتوان بر اساس کار آنها و بر اساس نوشتههای دیگر مورد بررسی، گفت که طی دو دههی گذشته، تغییرات اندکی در توزیع جغرافیایی مطالعات مربوط به جریان تلویزیون به وقوع پیوسته است. حجم زیادی از اطلاعات از تحقیقات انجام شده در ایالات متحده و اروپای غربی دربارهی جریانهای تلویزیونی درون و بیرون این مناطق گرفته شده است.
یافتههای «جورج گربنر» دربارهی خشونت تلویزیونی، استلزامات جدیای برای سیاست گذران در بر دارد: «خشونت در تلویزیون بخش جداییناپذیریک نظام بازاریابی جهانی است و بر بخش فزایندهای از صنعت فیلم جهان سلطه دارد. این امر سد راه رویکردهای مهیج دیگر به کشمکش میشود، تولید تلویزیونی مستقل را دچار رکود میکند، بینندگان را از انتخابهای مردمپسندتر محروم میکند، عدهای را قربانی و بعضی را بیپروا میسازد، ترس و ارعاب عمومی را افزایش میدهد، و رفتارهای سرکوبگرانه را برمیانگیزد که از ناامنیهای گستردهای که از خود خشونت در تلویزیون باعث و پدیدآورندهی آن است سوء استفاده میکنند.»
دولتها و نهادهای ملی بیشتر بازیگران اصلی در تولید، توزیع و مبادلهی برنامهی تلویزیونی هستند؛ چون بیشتر کشورها دارای تسهیلات پخش هستند که در مالکیت و ادارهی دولتاند. در یک محیط تجاری، سازمانها که خود را با محیط سازگار میکنند با همپوشانی عمودی و افقی و نیز متنوع کردن سرمایهگذاریهای خود گسترش یافتهاند تا در جریان تلویزیونی، بازیگرانی رقیب، باقی بمانند.
مسألهی اثر مستقیم و غیرمستقیم بر بینندگان در سراسر جهان در بطن بحث دربارهی جریان تلویزیونی بین المللی واقع شده است. در این حوزه است که ارزشها و الویتها بیشتر در تلاشهای تحقیقاتی ملاحظه شدهاند. مشارکت کنندگان در این بحث در سه اردو صفآرایی کردهاند. یک اردو چنین استدلال میکند که تأثیر تلویزیون سهمگین و در مجموع فراگیر است و به تعیین دقیق و فوری خط مشیهای رسانههای ملی نیاز دارد تا به شکل مؤثر از پس تأثیر و نفوذهای درحال پیشرفت برآید. گروه دوم بر این باور است که نبود دادههای تجربی سد راه تحقیق دربارهی اندازه و ماهیت تأثیر تلویزیون میشود و از این رو یک تلاش تحقیقاتی فشرده را ضروری میسازد تا به سیاستگذاران امکان دهد تصمیمات خود را بر پایهی اطلاعات دقیق استوار سازند. گروه سوم ادعا میکند که سیاستهای ارتباطی ملی به محدودیتهای زیانآور برای جریان آزاد برنامهسازی تلویزیونی منجر میشود و اگرچه در حال حاضر عدم تعادل وجود دارد، اما در طول زمان و با محدودیتهای کمتری این فرایند خود را اصلاح خواهد کرد.یک مسألهی اساسی فرهنگی، الگوی آمریکایی برنامهسازی تلویزیون خصوصی است که احتمالا به مصرفگرایی و تجانس فرهنگی میانجامد. بسیاری از کشورهایی که تلویزیون آنها با عنوان وسیلهای برای آموزش راهاندازی شد، بعدها به سمت خصوصی کردن نظام تلویزیونی خود حرکت کردند (همان؛ صص 138-145).
چندین عامل وجود دارد که جریان برنامههای تلویزیونی از یک کشور به کشور دیگر را تسهیل میکند و یا سد راه آن میشود. «میو» از زیرساخت ناکافی در کشورهای آمریکای لاتین به عنوان مانع پذیرش و اقتباس از برنامههایی چون خیابان «سه سیم» یاد میکند. در یک سطح ملموستر، این امر به معنای کمبود سرمایهی لازم برای تضمین برنامههای ذخیره و خدماتی است که نظام پخش را عملیاتی نگه میدارد و همچنین به معنای نبود متخصص آزموده، تصویرنامه نویس، بازیگر، مترجم، تهیهکننده و دیگر کارمندان ضروری، تسهیلات مناسب و تماسهای بین شخصی است. این ترکیب عوامل به تنهایی تبیین میکند که چرا شمار زیادی از کشورهای در حال توسعه، پر کردن روزهای پخش خود را با برنامههای آمریکایی ضبط شده برای پخش مکرر و با هزینهی خیلی کمتر آسانتر مییابند تا اینکه تلاش کنند نظام تولید و توزیع کارآمد خود را بسازند.
یک عامل مرتبط، میزان شیوع ابداعات است. انقلاب ایران که در آن نظام ارتباطی نوین تحقق یافته به دست شاه با شبکههای ارتباطی سنتی نظامهای ارزشی و فرهنگ ایرانی در تعارض بود به بهترین وجه، نتایج داوری نادرست را به تصویر میکشد. گفته شد که دولتها نقش مهمی در جریان برنامهسازی تلویزیونی ایفا میکنند. برخی کشورها سیاستهایی را اجرا کردهاند تا به مهار محلی بیشتری بر فرآیندهای تولید و توزیع دست یابند. برای نمونه، کانادا تصریح کرده است که دست کم 60 درصد برنامهها در یک روز پخش، باید از حیث محتوا و شخصیت کانادایی باشند. دیگر عوامل مهم و مؤثر بر این جریان عبارتند از: رقابت، انگیزهی تجاری، قوم محوری، موانع زبانی و درجهی مشابهت فرهنگی بین کشورهای تولید کننده و دریافت کننده.
به موازات تغییر الگوهای ارتباطی، مفروضات پشتیبان آنها نیز تغییر میکنند. توجه به برخی از مفروضات معمول که در آثار نوشتاری دربارهی جریانهای تلویزیونی یافت میشود آموزنده است. مفروضات آنها موارد زیر را شامل میشود:
1-تلویزیون، نیرومندترین رسانه است و در صورت در معرض بودن، اثر آن حتمی است.
2-اثر جریان تلویزیونی به ویژه بر زنان، بچهها و مردم کشورهای کمتر صنعتی شده قوی است.
3-جریان نابرابر پسندیده نیست و باید از طریق تدوین سیاستهای ملی تصحیح گردد.
4-جریان نابرابر موقتی است و در طول زمان خود را متعادل میسازد.
5-با توجه به سرشت «چرخهی حیات محصول» در انتقالهای تلویزیونی، جریان آزاد برنامهها از تحمیل سیاستها و مقررات ارتباطی ملی مطلوبتر است.
6-در راستای حفظ وضع موجود، تولیدکنندگان عمدهی غربی برنامههای تلویزیونی به اجرای نظام جریانهای تلویزیونی مبادرت میکنند.
7-اگر چارچوب و اهداف اصلی یک برنامه حفظ شود، انتقال فناوری را میتوان مؤثر دانست.
8-نه الگوی مسلط غربی و نه الگوی سوسیالیستی زیرساختهای تلویزیونی برای پاسخ گویی به نیازهای کشورهای در حال توسعه کافی نیستند.
پخش رادیویی بین المللی
پخش رادیویی از هنگام گشایش آن در دههی 1920 بخشی با گسترش پرشتاب از جریان اطلاعات بوده و پخش بین المللی به ویژه حوزهی مهمی از کانون توجه شده است؛ برای نمونه، صدای آمریکا ادعا دارد 86 میلیون بزرگسال دست کم هفتهای یک بار به آن گوش میدهند و بر اساس تخمین «بیبیسی » این رادیو 114 میلیون شنوندهی منظم بزرگسال دارد. علیرغم اهمیت آشکار این رسانه در جریان اطلاعات بین المللی، در مقیاس جهانی، اطلاع اندکی دربارهی توجه پخش کنندگان خارجی به تحقیقات مخاطب وجود دارد. در بخش بزرگی از جهان، پخش کنندگان داخلی، اطلاعات بیشتری دربارهی مخاطبان خود در اختیار ندارند.
پخش بین المللی را میتوان به تلاش عمدی ایستگاههای یک کشور برای دست یابی به شنوندگان کشورهای دیگر تعریف کرد. این تلاش ارتباطی است که از راه مجاری ارتباطات راه دور و فناورانه، مرزهای ملی را در می نوردد و این مجاری ارتباطات راه دور با عرضهی ماهواره افزایش یافته، و در نتیجه، انتقال فرکانسهای خیلی بالا ممکن میگردد که از فرکانسهای دیگر تندتر و با کیفیت بالاتر هستند و ایجاد اختلال و پارازیت در آن مشکل تر است.
از گذشته جریان از ایستگاههای مرکزیای که در آنجا خط مشیها و برنامه تولید میگردد نشأت میگرفته و از طریق ایستگاههای تقویتی که در کشورهای خارجی واقعند، مستقیما به مخاطبان ختم میشد. به هر حال، انواع دیگری از جریان بین مرزی وجود دارد. یکی از آنها از فرستندههای بین المللی به پخش کنندههای داخلی است که از بخشهایی از خدمات خارجی برای تکمیل برنامهسازی داخلی استفاده میکنند. این نوع از جریان به ظاهر در حال کاهش است. گونهی دیگر جریان در پخش بین المللی به شکل خدمات «خبرنیوشی» است که وظیفهی آن جمعآوری و اشاعهی اطلاعاتی است که بویژه به تصمیمگیری سیاسی و اهداف سیاست خارجی مربوط است.
جهتهای جریان بین المللی پخش رادیویی را میتوان در دو الگوی جداگانه دید. اولین الگو، جرییان عمودی است که در آن ایستگاهها برای مخاطبان خارجی درون و بین شرق و غرب و از شمال به جنوب برنامه پخش میکنند. گرچه برخی پخشهای بین منطقهای،درون جنوب وجود دارند، ولی هیچگونه جریان مؤثر جنوب-شمال وجود ندارد. دومین الگوی متمایز، پخش دورانی است که در آن نشانههای ارسالی، رهگیری و دریافت شده و از راههای معینی به مقصدهای جایگزین فرستاده میشود. خدمات «خبرنیوشی» پخش که اطلاعات را برای تصمیمگیران و سیاستگذارانفراهم میکند، عمدتا از این الگو استفاده میکند.
سه بازیگر اصلی در جریان بین المللی اطلاعات از طریق پخش رادیویی وجود دارند:
بنگاهها و بازیگران دولتی، نهادهای بین المللی و سازمانهای خصوصی. بخش نخست یعنی بنگاهها و بازیگران دولتی دو نقش را ایفا میکنند، گاهی مانند اداره کنندهها و دروازهبانهای جریان عمل میکنند و در عمل در پخش بین المللی نیز مشارکت دارند تا در خدمت «منافع ملی» خود باشند. نهادهای بین المللی همان نقشهای دولتها را در سطوح مختلف و با درجات مختلفی ایفا میکنند. سازمانهایی مانند ملل متحد علاوه بر ادارهی تسهیلات پخش برای اشاعهی اخبار و برنامه سازی فرهنگی و آموزشی، قطعنامههایی مرتبط با جریان جهانی پخش تصویب کردهاند.
سومین مقوله؛ یعنی سازمان خصوصی، سازمانهای مذهبی، سیاسی غیررسمی، تجاری و آموزشی را در بر میگیرد. این متنوعترین مقولهی بازیگران است و انواع و اهداف پخش آنها به شدت متفاوت است و گسترهای از برنامههای تبلیغ مذهبی تا آموزش زبان و از تبلیغات مرامی تا سرگرمیهایی که توسط آگهیدهندگان پشتیبان مالی میشود را در بر میگیرد. هدف پخش، عاملی است که هم محتوا و هم جریان پخشهای بین المللی را تحت تأثیر قرار میدهد. یک هدف عمدهی پخش اطلاع رسانی، اعم از سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، یا دانشگاهی بر دریافتکننده است. از پخش رادیویی هم به عنوان ابزار «دیپلماسی علنی» و هم به عنوان عامل جنگ روانی استفاده میشود.
عامل دیگر مؤثر برپخش بین المللی، توانایی فنی است که نه تنها تسهیلات فنی عملی برای تولید و توزیع، بلکه توانایی جلوگیری یا ایجاد پارازیت بر روی نشانههای ورودی ناخواسته را در بر میگیرد. همچنین توانایی چند زبانی، عاملی است که، وقتی با توانایی فنی، ترکیب و تلفیق شود، اندازه و تنوع مخاطبان را افزایش میدهد. توانایی مالی پخش کنندگان و دریافت کنندگان هر دو عاملی است که اندازه و ماهیت جریان تولید شده و پخش شده را تعیین میکند و نیز در تعیین جایی که فرستاده میشود تأثیردارد. مقررات و روابط و مناسبات دولتی از دیگر عوامل مؤثر بر جریان پخش هستند. در سطح فنی، جریان جهانی را تا اندازهای نهادهای بین المللی و بین دولتی و سازمانهای پخش منطقهای تنظیم میکنند. همچنین مقررات ملی و مناسبات دیپلماتیک از هر دو بعد محتوا و فرایند جریان بر جریانهای بین مرزی تأثیر مستقیم دارد. بحرانها و رویدادهای جهانی و نیز زمان از دیگر عوامل مؤثر برجریان پخش هستند. سرانجام، عوامل مرامی و انسانی را باید به سبب آثار مستقیم و غیرمستقیم آنها بر جریان پخش بررسی کرد. جهتگیری مرامی تولیدکنندگان، عاملی قطعی در تعیین محتواست ولی وابستگی یا مخالفت مرامی درون حوزهی اجرا تأثیر پیچیدهتری دارد (همان؛ صص 149-156).
پخش مستقیم به وسیلهی ماهواره
مسألهی فناوری جدید ارتباطات، به ویژه به شکل ماهوارههای پخش مستقیم، به شکل روزافزون در بحثهای مربوط به ارتباطات بین الملل دارای اهمیت شده است. از این روش در چندین کشور در جهان استفاده شده و در ایالات متحده شبکههای تلویزیونی و شرکتهای کابلی آن را به کار گرفتهاند و این استفادهی احتمالی از پخش مستقیم بین المللی و ورای مرزهای ملی، به ویژه بدون در نظر گرفتن رضایت قبلی دریافت کنندگان است که بیشترین بحث و جدل را در سازمانها و جامعهی بین المللی برانگیخته است. اسلوب جدید که پخش دور ماهوارهای را مستقیما و بدون واسطهی ایستگاههای دریافت کنندهی زمینی برای ساکنان باز پخش میکند موضوع بحث و مناقشه است. انگیزهی اصلی پشت این بحث، اعتقادی جازم در جامعهی جهانی است که ماهوارههای پخش مستقیم در صورت نبود ضابطه، تهدیدهایی جدی نسبت به حاکمیت ملی به وجود میآورند. این تهدیدهای ادراک شده، آشکارا در مقولهی تبلیغات، سلطهی تجاری و تهاجم فرهنگی قرار میگیرند.
ماهوارههای پخش مستقیم یک شکل اساسا جدید ارتباط نیستند، بلکه نتیجهی توسعهی ماهواره ارتباطاتی هستند. ماهوارهی پخش مستقیم یک ماهوارهی ارتباطاتی قویتر و چند منظوره است که علامت را «مستقیم» به یک گیرندهی ارزان انتقال میدهد. دو گونه نظام پخش مستقیم ماهوارهای وجود دارند: 1) دریافت امواج فرستاده شده به گیرندههای عمومی برای پخش دوباره؛ 2) دریافت مستقیم با دستگاههای خصوصی از طریق آنتنهای کوچک بدون کمک یک فرستندهی عمومی یا زمینی. گونهی دوم بیشتر این مشاجرات را باعث شده است (همان؛ صص 159-160).
امتیاز عمدهی ماهوارههای پخش مستقیم نسبت به شیوههای سنتیتر پخش تلویزیونی این است که شیوهی نخست به ایجاد زیرساخت زمینی مفصل در یک منطقه جهت دریافت پخش تلویزیونی نیاز ندارد. به همین دلیل، ماهوارههای پخش مستقیم برای مناطقی که در آن تسهیلات گستردهی پخش زمینی وجود ندارد امیدبخشتر است. همچنین برای کشورهای دارای مناطق مسکونی دورافتاده و پراکنده که تأسیس پخش زمینی پرهزینه و مشکل است، فناوری ماهوارههای پخش مستقیم میتواند سودمند باشد. نخستین ماهوارهی پخش مستقیم واقعی ماهواره فناوری کاربردی بود که «ناسا» در ماه مه 1974 به فضا پرتاب کرد و در مدار همزمان زمین بر روی ساحل غربی آمریکای جنوبی قرار داد. هدف از این ماهوارهی آزمایشی، به نمایش گذاردن پیشرفتهای عمده در ارتباطات و فناوری سفینهی فضایی بود (همان؛ صص 166-167).
عسگرپور
بسم تعالی