ارتباطات توماس ای.سبوک
بسمه تعالی
فصل 1 :ارتباطات
توماس ای.سبوک
تمام موجودات زنده ـ شامل خود جاندار واجزای آن ـ ازطریق ارتباطات به صورت بسیار منظمی به هم پیوسته اند به طوریکه انتقال هرگونه تاثیر از یک جزء سیستم زنده به جزء دیگر از طریق ارتباطات امکان پذیر است وآنچه بدین ترتیب منتقل می شود پیام نامیده می شود. موضوع بررسی نشانه شناسی ، چگونگی ساخت پیام است وبه علاوه این علم به بررسی جریان پیشرفت مکانیسم های مناسب پردازش پیام در پدید آیی فردی موجودات وتکامل آنها در پدیدآیی نوعی یک گونه از موجودات می پردازد.
دلالتگری یا فرآیند تبادل پیام ، ویژگی ناگزیر تمام اشکال زندگی زمینی است، با تبدیل پیام ها به اجزای اولیه تشکیل دهنده شان خواهیم دید که آنها در برگیرنده حیات بر روی زمین هستند ؛ با این نگاه ار انسان گرفته تا کوچکترین اجزای سلول ها همه دارای ظرفیت تولید و مصرف پیام هستند؛ با این حال توجه، بیشتر بر پیام های منتشر شده ودریافت شده " کلامی" و"غیر کلامی " از سوی افراد بشر متمرکز است. زبان به عنوان مجموعه ای از پیام های کلامی موضوع بررسی زبانشناسی است.
پیام یک نشانه است ونشانه براساس تعریف کلاسیک، چیزی است که برای برخی اندامواره ها به عنوان نمادِ چیز دیگری می آید ودورویه دارد: دلالتگر قابل مشاهده (قابل ترجمه)و موردِ دلالت (غیر قابل ترجمه)
یکی از دسته بندی های رایج نشانه ها، دسته بندی پیرس است که مبتنی بر یک اصل سه تایی است: شمایل، نمایه وسمبل که دوتای اول در مقابل سمبل هستند وهر سه آنها سطح های مختلف یک نشانه نوعی هستند به عنوان مثال توجه به تعداد ستاره ها ی پرچم آمریکا برتری وجه شمایلی ، استفاده از پرچم برای علامت دهی مثلا در یک مسابقه توجه به وجه نمایه ای و افراشتن همان پرچم در یک مراسم رسمی، برتری وجه سمبلیک این نشانه است.
در یک فرآیند ارتباطی، منبع، پیام را که حاوی اطلاعات زیستی یا اجتماعی مهم برای اندام هاست به منظور انتقال به موجود مستقل دیگر(مقصد) فرمول بندی می کند، منبع ومقصد از طریق انواعی از مجرا به هم وصل شده ومبادله ارتباطی را برقرار می کنند ؛ پیام فرمول بندی شده طی انتقال به مقصد تحت تغییر وتبدیل های پیاپی قرار می گیرد از اینرو پیام دریافتی توسط مقصد به خاطر افت (مقیاس بی نظمی سیستم) هرگز نمی تواند با پیامی که ازسوی منبع رمزگذاری شده برابرباشد.[1] قابل تفسیر شدن پیام به مجموعه ای از تغییرات نیازمند است واین بازتبدیل، رمزگشایی نامیده می شود.باید توجه داشت کل فرآیند تبادل ذکر شده در درون یک زمینه ـ که خود مستمرا ، ناشی از تفسیر پیام، در حال تغییر است ـ رخ می دهد، زمینه یعنی معرفت اندامواره از شرایط وروش استفاده مناسب ومؤثر از پیام که اغلب عامل تعیین کننده تجزیه دلالت پیام هاست به عنوان مثال پیام رمز گذاری شده با ماده شیمیایی اسید ایزولاوریک جزء تشکیل دهنده بوی بدِ بدن است در حالی که همین ماده ـ در زمینه ای متفاوت ـ عامل بوی خوش گل نیز هست.
سیستم های ارتباطی سیستم هایی پویا وخود تنظیم هستند که خود را هم با زمینه خارجی (شرایط محیط) وهم با زمینه داخلی (شرایط ذاتی خودِ سیستم) منطبق می کنند ومکانیسم های اطلاعاتی با ورود به نقاط متوالیِ سیستم، پاسخ های متناسب را شکل می دهند، جریان این پاسخ ها به عنوان "فرایند تغذیه "توصیف می شود که طی حرکت رفت وبرگشتیِ پیش خوردـ بازخورد تمایل به ایجاد حلقه دارد.[2]
نخستین نشانه های حیات ودر نتیجه پدیدآیی نوعی ارتباطات به 3900تا 2500 سال پیش باز می گردد . تمام حیوانات واز جمله خود ما، از طریق مبادله نشانه های غیر کلامی ارتباط برقرار می کنند، نشانه های کلامی (زبان) تنها در جنس انسان نمود پیدا کرده است ، اکنون ابزار های کلامی وغیر کلامی انسان برای برقراری ارتباط چنان به هم آمیخته شده اند که تنها به وسیله تحلیل علمی می توان آن را ازهم باز کرد. در مورد پدید آیی فردی، کودکان انسان با مجموعه ای از ابزار غیر کلامی جهت برقراری ارتباط با بزرگسالان به دنیا می آیند.
توجه به مطالعات ارتباطی در غرب، در میان یونانیان وبه ویژه آن دسته از پزشکان که به شرح تعامل میان خود و بیمارانشان می اندیشیدند، آغاز شد، افلاطون و ارسطو به مشکلات ارتباطات روزمره وکابردهای خاص ارتباطات به عنوان مثال در شعر وبلا غت اقناع پرداختند، طی قرون وسطی بارشد مطالعات منطق وزبان ، اصول "دستور زبان جهان شمول" تشریح شد، لاک در سال 1960 با کارهای تاثیر گذارش در بررسی معنای "معنا" به یکی از پیشروان در نشانه شناسی مدرن بدل گشت ودر تمدن حاضر به واسطه نقش مرکزی ارتباطات وشکل دهی اجتماعی فشرده به مدد تکنولوژی ازسوی دولت ها وتحت تاثیر منافع اقتصادی آنها ،خصوصیات یک "جامعه اطلاعاتی" ظهور یافته است. مطالعات ارتباطی به واسطه وابستگی اش به گذشته، حال وآینده به ناگزیر با سرنوشت زیست شناختی بشر در ارتباط است به عنوان مثال چگونه نسل ما می تواند با استفاده از نشانه گذاری با 300 نسل آینده ارتباط برقرار کرده وآنها را از مناطقی که پرشده از زباله های هسته ای هستندـ وخطرات ناشی از استخراج وحفاری در این مکان ها ـ آگاه کند؟
فصل 5 : ساختار وعملکرد ارتباطات در جامعه
هارولد دی.لاسول
کنش ارتباطی
ما می توانیم کنش ارتباطی را از طریق پاسخ دادن به پنج سؤال چه کسی،چه می گوید،از چه مجرایی، به چه کسی،باچه اثری؟توصیف کنیم که مطالعه در حوزه هر یک از سؤالات به ترتیب تحلیل کنترل، تحلیل محتوا، تحلیل رسانه، تحلیل مخاطب وتحلیل اثر نامیده می شود.
عملکرد کنش ارتباطی در جامعه را می توان به سه دسته تقسیم کرد:1. مراقبت محیط(آشکار کردن تهدیدات وفرصت هایی که جایگاه ارزشی اجتماع وبخش های سازنده آن را تحت تاثیر قرار می دهند) 2. همبستگی میان اجزای جامعه در واکنش به محیط 3. انتقال میراث اجتماعی
هر واحد زنده، خواه منزوی وخواه در ارتباط با دیگران، راههای ویژه ای برای دریافت محرک ها از محیط دارد ولازمه پاسخگویی به تغییرات محیطی به گونه ای که تعادل درونی او حفظ شود، گرد هم آوردن اجزای تشکیل دهنده در جهت عمل هماهنگ است.
توجه به جامعه جهانی
در بررسی فرآیند ارتباطات در هر دولتی با سه دسته متخصص مواجه می شویم: 1. گروه پیمایش کننده محیط سیاسی کشور به عنوان یک کل(= دیپلمات ها،خبرنگاران خارجی)2. مرتبط کنندگان واکنش های کل کشور با محیط(=روزنامه نگاران، سخن گویان)3. منتقل کنندگان میراث اجتماعی(=آموزگاران)
در ارتباطاتی که منشاءشان خارج ازیک کشور است، پیام در طی عبور ا ز هرنقطه تقویت در زنجیره به هم متصلِ فرستندگان وگیرندگان گوناگون، قابلیت تغییر دارد.تاملّی در فرایند توجه جهانی به عنوان مجموعه ای از چهارچوب های توجه، ما را قادر به بررسی نقاط نارسانا وحد فاصل نقاطی با رسانایی حداقل و حداکثر خواهد کرد؛ متغیرترین،پالایش شده ترین وتعاملی ترین چهارچوب های جامعه جهانی کلان شهر ها ومراکز سیاسی دنیا هستند ودر سر دیگراین طیف، چهارچوب های توجه ساکنان ابتدایی مناطق دور افتاده قرار دارد، هرچند هیچ قومی نیست که به طور کامل با دنیا بی ارتباط باشد ومی توان انعکاس رخدادهای مورد توجه مردم کلان شهرها را ،هرچند به صورت مبهم، در اشعار آوازخوانان بدوی یافت.
تعادل های جزئی تر
بخش زیادی از پیام ها در هر کشور مجرا های مرکزی ارتباطات را شامل نمی شوند بلکه آنها در درون خانواده ها، همسایه ها،مغازه ها، گروه های دوستان ودیگر زمینه های محلی روی می دهند وبخش عمده ای فرایند آموزش به همین روش انجام می شود واین امر خود نوعی ایجاد تعادل در فرایند ارتباطی است .
یک مجموعه دیگر از تعامل های مهم به مدارهای ارتباطی مربوط است. شکل گیری مدارهای ارتباطی ِ یک سویه یا دوسویه به درجه تعامل میان ارتباط گران ومخاطبان وابسته است.چنانچه عملکرد های ارسال ودریافت با تواتر مساوی از سوی دونفر یا بیشتر صورت می گیرد، ارتباط دوسویه است وکنترل کنندگان رسانه های جمعی، به سبب تاخیر پاسخ متقابل خود از روش های عملی نمونه گیری استفاده می کنند تا تکمیل چرخه ارسال ـ دریافت تسریع کنند؛ کلان شهرها ومراکز سیاسی وفرهنگی مانند واتیکان وحتی هالیوود نمونه هایی از مدارهای تماس در سویه هستند.عامل تمایز دیگر در رابطه میان مراکز کنترل ومبادله پیام و تشکیلات اجتماعی است، متخصصان نمادها به دو دسته کنترل گران ورسیدگی کنندگان تقسیم می شوند که گروه اول نوعا محتوا را تغییر می دهند(=ویراستان ، سانسور کنندگان) وگروه دوم پیام را بدون تغییر(عمدی) به گیرندگان ارسال می کنند(=ناشران،مهندسان رادیو)
ارتباطات کارآمد
با در نظر گرفتن داده های منتقل شده به وسیله گفتارودیگر کنش های ارتباطی، بررسی جامعه بشری بر حسب ارزش ها میسر می شود برای مثال گاه با گوش دادن به اظهارات فرد یا مشاهده آنچه در مقابل فرصت ها انجام می دهد می توان ارزش های فرد را تشخیص داد. قدرت ، ثروت ، احترام وتنویر افکارعمومی از ارزش های تمدن صنعتی است که برحسب ساختارهای اجتماعی تنها در دست افراد معدودی قرار گرفته است؛ ارزش ها در هر جامعه ای مطابق با الگوهای کم وبیش متمایز(= عرف) شکل گرفته وتوزیع می شوند، عرف شامل ارتباطاتی است که برای پشتیبانی از شبکه به عنوان یک کلف به کار گرفته می شوند، چنین ارتباطاتی نوعی ایدئولوژی ودر ارتباط با قدرت است.امروزه ساختار قدرتِ سیاست های جهانی متاثر از کشمکش ایدئولوژیک ونقش قدرت های بزرگ است ودر این میان قدرت ها از ارتباطات برای آگاهی از فعالیت های قدرت رقیب وجمع آوری اطلاعات در مورد او استفاده می کنند واه طور موازی به اعمال نظارت در محیط داخلی نیز می پردازند.
فرایند ارتباطات در جوامع بشری زمانی کارآمد است که به تسهیل قضاوت های عقلی ـ که از اهداف ارزشی استفاده می کنند ـ بیانجامد و وظیفه یک جامعه سازمان دهی شده براساس منطق،کشف وکنترل عوامل اختلال گر در ارتباطات کارآمد ا ست، این عوامل ممکن است فنی ـ روانشناختی باشند مانند اختلال در پخش موج کوتاه ویا موانع دیگری مانند سانسور،عدم دانش بخشی از جامعه ازیک موضوع، چشم پوشی یا تفسیر غلط از حقایق به واسطه عدم آموزش مناسب یا ساختار شخصیتی ارتباط گر، عدم مهارت های ارتباطی لازم مانند استفاده از واژه های نا مانوس و تاثیر ارزش های ثروت ،قدرت واحترام برمحتوای ارتباطات که می تواندمنجر به تغییر محتوا به نفع یک ایدئولوژی یا ضد ایدئولوژی شود.
مجموعه های توجه و جمعیت ها
داشتن نمادهای مرجع مشترک تنها نکته ضروری برای تعلق داشتن به یک مجموعه توجه است اما برای اینکه عضوی از یک جامعه باشیم باید متقاضی عمل عمومی یا تاثیر شدید برجمعیت مورد نظرمان باشیم به عنوان مثال ساکن بودن یا نبودن در ایالات متحده، فرد را عضو جمعیت ایالات متحده نمی کند بلکه زمانی که یک فرد این انتظار رادر خود به وجود آورد که خواست او بتواند بر سیاست های آمریکا تاثیر بگذارد، عضو جمعیت امریکا شده است؛ هر چند باید توجه داشت که جمعیت متفاوت ازگروه های احساسی است که تحمل هیچ اختلاف عقیده ای را ندارند وتنها به دنبال تحمیل سیاست های مشخص خود بر دیگرانند؛ درسیاست جهانی نواحی توجه، نواحی جمعیت ونواحی احساسی با درجات مختلف وجود دارند که هر ناحیه در تعامل با مشخصات ساختاری وکاربردی جامعه جهانی وبه ویژه قدرت های جهانی است.
ساختار توجه در یک حکومت، شاخصی ارزشمند از درجه یکپارچگی کشور است، در واقع اگر در یک جامعه حقیقت به اشتراک گذاشته نشود عناصر حاکم به جای تنظیم هماهنگ محیط خارج از کشور باید در انتظار جنگ داخلی باشند،در این شرایط مجرا های ارتباطی با هدف سازماندهی توجه به اجتماع کنترل می شوند وتنها واکنش های مطلوب برای موقعیت حاکم صورت می گیرد. در جوامع دموکراتیک، افکارعمومی عقلانی به تنویر افکار وابسته است وهدف عملی جامعه دموکراتیک تنویر افکار برابر میان کارشناسان،رهبران وافراد عامی است به طوریکه در سراسر جامعه درجه بالایی از برابری را میان تصور عوام،متخصصان ورهبران درمورد روابط مهم ایجاد کنند که این امر توسط کنترل کنندگان رسانه های جمعی میسر شده است.
منبع:نظریه های ارتباطات(مفاهیم انتقادی در مطالعات رسانه ای وفرهنگی)
ویراستار انگلیسی:پل کوبلی
سرویراستار فارسی:سعید رضا عاملی
بسم تعالی