رابطه رسانه و درک مردم از مفاسد اقتصادی
مسئله ای که در این یادداشت به آن توجه شده است نگاه یک سویه ی رسانه های ایران به مفاسد اقتصادی در جامعه کنونی ایران می باشد. سیاستی که در رسانه های ایران به ویژه رسانه های خبری ما اعم از سرویس های خبری تلویزیون ،روزنامه ها ،مجلات و ... به چشم می خورد، نشان ازنگاه کلانی دارد که بقیه ی مسائل را تحت الشعاع خود قرار داده است که احتمالا یکی از دلایل توفیق کمتر مسئولان در امر مبارزه با مفاسد اقتصادی فروکاست مسئله فساد در دیدگاه مردم به مسائل کلان و از یاد بردن مفاسد خود و مفاسد میانی می باشد که علاوه بر رخنه این نگاه در میان مردم تا حدودی به بعضی از مسئولان هم سرایت کرده است این نگاه گزینشی را شاید بتوان ره آورد نظریه های غربی چون نظریه ی چارچوب سازی ، برجسته سازی و... دانست که بهتر است برای روشن شدن مطلب نظریهی چارچوب سازی را مختصرا توضیح دهیم.
چارچوب ها، ساختارهای شناختی اساسی و بنیادی هستند که نحوه ارائه و ادراک واقعیت را تعیین و به فرد کمک می کنند تا بتواند دنیای اطراف خود را تفسیر کند بدین لحاظ چارچوب ها را می توان طرح واره های شناختی دانست که بر نحوه ادراک و فهم ما از واقعت تأثیر می گذارند.
چارچوب سازی به این معناست که رسانه ها نه آینه ای برای انعکاس واقعیت بلکه سازنده واقعیت و شکل دهنده به آن هستند. چارچوب سازی به رابطه میان متن و اطلاعات بگونه ای که معنای خاصی را به ذهن متبادر می سازد اشاره دارد.بر پایه این نظریه رسانه ها توجه خود را بر بعضی موضوعات و رویدادها متمرکز می کنند (برجسته سازی) و سپس آنها را در چارچوب معنایی خاص قرار می دهند. به بیان دیگر رسانه ها به مخاطبان می گویند درباره «چه » فکر کنند و سپس چگونه فکر کردن را نیز در چارچوبی که از پیش ساخته و پرداخته اند، بر آنان تحمیل می کنند. چارچوب سازی مبتنی بر این فرض است که نحوه توصیف یک موضوع و رویداد در گزارش های خبری برچگونگی درک آن موضوع و رویداد توسط مخاطب تأثیر می گذارد.
بنابراین کار رسانه ها تنها انتخاب رویداد و حوادثی خاص از میان رویدادهای زیاد نیست بلکه معنی دادن به آن نیز هست .
اگررکن جامعه اسلامی ایران را ولایت فقیه بدانیم باید مطالبات ولی فقیه را که بنابر قانون در حکم سیاست های کلی نظام می باشد سرلوحه همه امور قرار دهیم .همانگونه که می دانیم در باب مسائل داخلی مقام معظم رهبری سیاست مبارزه با فقر ،فساد و تبعیض را بیان فرمودند که با رجوع به سخنان ایشان می توان این مبارزه را هم در جهت فرهنگی، اجتماعی و هم اقتصادی ،سیاسی مد نظر قرار داد . نکته ای که ما در این جا دنبال میکنیم نوع برخورد مردم با مفاسد اقتصادی می باشد که تا حد زیادی نتیجه کار رسانه ها می باشد.
با توجه به این مطلب که ما فرهنگ و خصوصا دین را زیر مبنای هر چیزی می دانیم باید در برخورد با مسائل اقتصادی نیز بر مبنای دینی رفتار کنیم حال آن که رسانه های ایران در این باب بدین صورت عمل نکرده اند.
برای مثال روندی که رسانه های ایران در باب مفاسد اقتصادی در پیش گرفته است بدین صورت است که ذهن مردم را درگیر مسأله فساد اقتصادی می کند و سپس به تعریف فساد اقتصادی می پردازد و درک مردم از این واقعیت اجتماعی را شکل می دهد چگونگی تعریف فساد اقتصادی و حدود و ابعاد آن به چارچوبی که آن رسانه از قبل ساخته وپرداخته کرده است بر می گردد بگونه ای که مردم ایران در حال حاضر فساد اقتصادی را تنها فساد در سطح کلان می دانند و همیشه بدنبال پیدا کردن مصادیق فسادهای کلان اقتصادی هستند و نیز خواهان مجازات همین افراد هستند . همین امر منجر به این می شود که عده ای از مردم که در جریان زندگی اقتصادی خود دچار فسادهای جزئی می شوند ، این گونه اعمال را اصلا فساد به حساب نمی آورند و حتی در مقابل اعتراض دیگران و یا برخورد مسئولین امر با این موارد بیان می کنند که« اینها که چیزی نیست شما اگر راست می گویید جلو اختلاس 3000هزار میلیاردی را بگیرید»اگر به تفاسیری که مردم بعد از همین ماجرا میکردند و همچنان میکنند دقت شود به چارچوبی که شناخت مردم را از فساد تشکیل میدهد و بر فهم و ادراک آنها از فساد تاثیر می گذارد پی میبریم و این به همان سیاست های از پیش تعیین و تعریف شده باز می گردد نظیر آنچه که در اخبار شبکه یک تلویزیون در همین مورد خاص مشاهده کردیم که ابتدا به پخش خبر اختلاس 3000میلیاردی می پردازد و سپس در مرحله دوم خبر سفر دولت به یکی از استانها مطرح می شود علاوه بر اهمیت کارکرد اولین خبر در اذهان مردم (برجسته سازی، مطمئنا خبر اول خبر دوم را هم تحت الشعاع قرار میدهد و در ارزش گذاری مردم بر کارهای دولت اثراتی سوء میگذارد منظور این است که رسانه مردم را به سمتی پیش برده است که مردم در عین اینکه فساد اقتصادی را بد و قبیح می دانند و مبارزه با آن را بسیار خوب، نقش خود را در این زمینه از یاد برده و حتی گاها خود در جرگه مفسدان قرار می گیرند.
همین که رسانه های ایران فساد را منحصر در فسادهای کلان کرده و ذهن مردم را به این سمت کشانده است ، نشان از آن دارد که چارچو ب رسانه های ما در زمینه فرهنگ سازی تغییر کرده است و به سمت تعریف پیشنهادی خود پیش رفته است بدین صورت که رویدادی آشنا چنان در بافت تازه ای ادراک شده که تغییر ماهیت داده و بعضا مردم متوجه آن نیستند. مسائل دیگری چون نقش رسانه در درک مردم از تورم ، سیاست و تحزب ، فرهنگ و فرهنگ سازی و... نیز ذیل همین نظریه قابل بررسی است.
بسم تعالی