ایده پژوهشی
پرده اول نمایش: اروینگ گافمن
گافمن يكي از نظريه پردازان اجتماعي نيمه دوم قرن بيستم است كه مدت درازي به عنوان يك شخصيت حاشيه اي در نظريه جامعه شناسي بشمار ميآمد. گافمن در عرصه نظريه جامعه شناسي موقعيت متناقضي دارد. از سويي وي را جامعه شناسي فاقد نظريه اي كلي، تكرو، خارج از جريان اصلي تفكر نظري و مبدع اصطلاحات خودساخته و غريب می دانند و از سوي ديگر،پيوندهاي انديشه وي با دوركيم، زيمل، مكتب كنش متقابل نمادين و اتنومتدولوژي و تلاش وي براي بنياد نهادن جامعه شناسي زندگي روزمره، او را به نظريه پردازي با موقعيت متناقض تبديل میکند. وی از جمله دانشمندان مشهور و به نام مكتب شيكاگوست. از يك سو با نوآوري و پژوهش در نظريه كنش متقابل نمادين، اين نظريه را براي سالها به نظريه مسلط در جامعه شناسي آمريكا تبديل كرد. گافمن در دنياي انسان شناسي نيز به نوعي داراي ادعا و اعتبار علمي است. ازمناقشات آكادميك انسان شناسي و جامعه شناسي كه بگذريم، گافمن را هم به خاطر كارهاي ميداني، هم به تحصيلات آكادميك و هم به خاطر روش شناسي آثارش، ميتوان در زمره انسان شناسان جاي داد. همچنين، مي توان نام نظريه نقشها را بر نظريه گافمن نهاد.
مفهوم "خود" در نظریه کنش متقابل گرایی نمادین بسیار مهم است و در قلب این مکتب قرار دارد. مهمترین کار راجع به خود در کنش متقابل کرایی نمادین "نمود خود در زندگی روزانه" اثر اروینگ گافمن است. مفهوم خود در اندیشه وی متاثر از عقاید جرج هربرت مید از تنش بین من فاعلی یا همان من خودجوش و من مفعولی یا همان الزام های اجتماعی متبلور درخود سرچشمه می گیرد. برای مقابله با این تنش و نگه داشت یک خودانگاره ثابت، مردم برای مخاطبان اجتماعی شان اجرای نقش می کنند. گافمن در نتیجه این علاقه به اجرای نقش، بررفتار نمایشی، یا درنظر گرفتن زندگی اجتماعی به عنوان یک مجموعه از اجراهای نمایشی همانند با ایفای نقش در تئاتر تمرکز کرد.
جامعه شناسی نمایشنامه ای گافمن:
موضوع جامعه شناسي نمايشنامه اي گافمن، خلق، نگهداري و ابداع معاني اي است كه فهم معانی مشترك از واقعيتي به ما ميدهد كه به وسيله مردم(چه فردي و چه جمعي) براي ارايه تصويري مشترك و واحد از واقعيت ايجاد شده است. در بازي، بازيگران سعي دارند تا نقش خاصي را از جهان اطراف به تماشاگران منتقل كنند . لذا، در تمام مدت بازي از گفتگو، اشارات و حركات، نگه داشتن و مناسك ديگر استفاده كنند تا واقعيت جديدي را برای حضار ترتيب دهند كه مورد توجه آنها باشد.
عناصر اساسي در جامعه شناسي نمايشنامه اي گافمن:
-1 توانمندي: گافمن توانمندي را هر نوع فعاليتي ميداند كه در موقعيت معين، شركت كننده خاصي از خود نشان ميدهد و ميخواهد به نوعي طرف ديگر را تحت تاثير قرار دهد. شخص توانمند به هنگام نمايش توانمندي خود مي تواند نقش خود را ايفا كند يا كار خود را انجام دهد. اين نقش يا كار بر اساس نقشه قبلي برنامه ريزي شده و در طول نمايش توانمندي شخص به اجرا در ميآيد و ممكن است در شرايط ديگري نيز به اجرا در آید.
-2 چارچوب صحنه: از ديدگاه گافمن توانمندي فرد در فضايي به نام صحنه به نمايش گذاشته ميشود. فضايي كه شامل اثاثيه، دكور و زاويه هاي گوناگون صحنه است. چارچوب صحنه خود به دو بخش روي صحنه و پشت صحنه تقسيم ميشود. مناطق روي صحنه موقعيتهاي اجتماعي یا برخوردهايي هستند كه در آن افراد با نقشهاي رسمي يا داراي اسلوب را بازي ميكنند. مناطق پشت صحنه، جايي است كه در آن افراد وسايل و اسباب لازم براي نمايش را مهيا ميكنند و خودَ را براي كنش متقابل در محيطهاي رسمي تر آماده ميسازد. مردم هنگامي كه در پشت صحنه هستند، ميتوانند كاملا راحت باشند و احساسات و رفتارهايي را كه به هنگام حضور در روي صحنه كنترل ميكنند، آزادانه ابراز كنند. مناطق پشت صحنه بي حرمتي به مقدسات، اظهارات علني مربوط به امور جنسي،... لباس غيررسمي، گل و گشاد، نشستن و ايستادن، استفاده از لهجه يا تكلم زير استاندارد، جويده سخن گفتن و فرياد زدن، دست انداختن و ريشخند كردن، بي ملاحظگي نسبت به ديگران در رفتارهاي جزئي، اما بالقوه نمادين و ... را مجاز ميكنند
-3 نمايش ظاهري شخص: نمايش ظاهري همان علامتهاي مربوط به نقش كار، لباس، سن، وقار، نوع تكلم، حالات چهره و غيره است. نمايشهاي ظاهري تا حدودي به صورت مجموعه اي از انتظارات مردم از شخص توانمند نهادينه ميشوند.
4 - اجراهاي تئاتري: كه در آن گافمن صحنه اجتماع را يك صحنه تئاتر می داند که در آن كنشگران و مخاطبان ايشان به اجراهاي تئاتري و نمايشي ميپردازند. هر برخورد اجتماعي يك اجراست. اجرا از نقشي كه كنشگر ادعاي آن را دارد يا بنابر تعريف بايد آن را بپذيرد. در يك اجراي تئاتري كنشگر در يك صحنه بايد به ايفاي نقش در برابر مخاطبان بپردازد. مخاطبان وكنشگر هر دو از نقشهاي خود آگاهي دارند و سعي ميكنند كه به ايفاي مطلوب نقشهاي خود بپردازند. مخاطبان سعي دارند كه با مساعدتهايي نظير چشمپوشي از خطاها و لغزشهاي كنشگر و يا ابراز واكنشهاي مناسب در وقت مقتضي، به اجراي هر چه بهتر جرياني كه مدنظر است،ياري رسانند و البته اين مساله باعث نميشود كه همه اجراها موفقيت آميز باشد و كنشگر قادر باشد كه هميشه تصوير موردنظر خود را در اذهان مخاطبان ايجاد كند.
-5 مديريت تاثيرگذاري: این مفهوم به شكنندگي بسياري از كنشهاي بشري و بررسي ماهيت دفاع از خود در كنش متقابل با ديگران اشاره دارد. براي حفظ اين كنشها از سوي كنشگران تمهيداتي انديشيده ميشود كه به فنون تاثيرگذاري يا مديريت تاثيرگذاري معروف هستند. كنشگر با استفاده از اين فنون ميخواهد بهترين تاثير را بر مخاطبان خود داشته باشد. به كنشگران بقبولاند كه نقش خود را به خوبي ميداند، اين نقش براي او بسيار مهم است و بر آن مسلط است
مفاهيم ابداعي در نظريه اجتماعي گافمن:
-1 خود :
"خود" مورد نظر گافمن، خودي است كه هر لحظه در كنشهاي اجتماعي در شرايط خاص و معين شكل ميگيرد و ابراز ميشود. خودي كه محصول و ساخته و پرداخته شرايطي است كه كنش در آن رخ مي دهد. گافمن "خود" را يك هويت مستقل نميداند، بلكه "خود" را محصولي از كنش مشترك ميداند كه از كنش متقابل نمايشي بين كنشگر و حضار بر مي خیزد.
-2 گروهه:
از آنجا كه كنش اجتماعي موضوع مورد مطالعه گافمن است، واحد مطالعه را نيز جايگاهي ميداند كه اين كنش در آن رخ ميدهد. اين واحد گروهه است. گروهه دسته کم از يك كنشگر و يك مخاطب تشكيل ميشود. البته، در بيشتر موارد گروهه از بيشتر ازيك نفر تشكيل شده است و شامل دو دسته قابل تشخيص مخاطبان و بازيگر است.
-3 هويت اجتماعی :
هويت اجتماعي كه گافمن به آن باور دارد، هويتي است كه درجريان كنشهاي اجتماعي زاده ميشود و به وجود ميآيد. گافمن ضمن بحث دربارهي هويت اجتماعي به صورت خواسته يا ناخواسته به بحث فرد و جامعه نيز وارد ميشود. او هويت اجتماعي را هويتي ساخته شده و آماده نميداندكه به صورت قالبي آماده و ساخته و پرداخته وجود داشته باشد. هويت اجتماعي در جريان كنشهاي اجتماعي بوجود ميآيد و پذيرفته و يا رد ميشود. جامعه از خلال نقشهايي كه افراد اجرا ميكنند هويت آنان را رقم ميزند و شكل مي دهد و افراد در تلاشهاي خود براي اجراي هرچه بهتر نقش خود مي كوشند تا هويت مورد نظر خود را تثبيت كرده و ديگران را وادار به پذيرش آن كنند.
-4 نقش :
نقش تصويري ويژه است كه يك بازيگر مي خواهد از خود نشان دهد. گافمن بر اين باور است كه انسانها كنشگراني هستند كه نوعي اجرا به خود مي گيرند كه برخي مواقع براي آنها فريبكارانه است چون هر كسي به دنبال دستكاري نقش، زمينه، اجرا و... خود براي رسيدن به اهدافش ميباشد. وي باور دارد كه در نمايشنامه تاكيد بر اين است كه چگونه افراد به مديريت احساس و ايفاي نقش خود ميپردازند .
-5 داغ :
داغ يا ننگ كه عنوان يكي از كارهاي گافمن است، به مسئله هويت هاي خدشه دارشده اشاره دارد. افراد از دو نوع داغ يا ننگ رنج ميبرند. يكي داغ بي اعتباری و ديگري داغ احتمال بي اعتباری. داغ بي اعتباري به مساله اي اشاره داردكه افراد درآن از هويتي ننگ آلود درگذشته، ظاهر يا شخصيت خود رنج ميبرند. در اين نوع داغ، كنشگر ميداند كه مخاطبان از هويت ننگ آلود وي خبر دارند. وي مي كوشد كه دركنشهايش اين مسئله را مديريت كند و از تنشهاي آنجا جلوگيري نمايد، اما داغ احتمال بي اعتباري، هنگامي است كه ديگران از هويت ننگ آلود خبری ندارند و اين احتمال وجود داردكه به اين مسئله پي ببرند. در اين مورد كنشگر مي كوشد كه آن راپنهان كند و كنشهاي خود را به گونه اي سامان دهد كه اين مسئله همچنان پنهان بماند. گافمنباور دارد كه همه ما از نوعي داغ رنج ميبريم و ميكوشيم كه آن را در كنشهايمان پنهان كنيم.از سابقهي اعتياد به مواد مخدر گرفته تا گرايشهاي نامانوس جنسي تا تيكهايعصبي و نقص-هاي جسمي. همه ما در زندگي روزمره ميكوشيم كه بر اضطراب اين داغ فايق آمده و روابط خالي از تنش را ارائه دهيم.
پرده دوم نمایش:
فرایند خواستگاری با تاکید بر جامعه شناسی نمایشنامه ای گافمن:
مراسم خواستگاری مانند یک صحنه تئاتر است که خانواده خواستگار به عنوان کنشگران و خانواده دختر به عنوان مخاطبان به ایفای نقش می پردازند. خانواده پسر بر اساس نقشه و برنامه ریزی قبلی در چارچوب این صحنه توانمندی خود را به نمایش می گذارند.
پشت صحنه: در پشت صحنه خانواده خواستگار بر اساس عنصر مهم مدیریت تاثیر گذاری؛ هماهنگی های لازم برای تقسیم نقش ها، زمان بندی اجرای نمایش، جلوگیری از رخدادهای پیش بینی نشده و برنامه ریزی برای موارد اضطراری در طول نمایش را انجام می دهند. همچنین نحوه اجرای نقش فریبکارانه خود را پیش بینی می کنند. دلیل انتخاب این نقش فریبکارانه به پایگاه ویژه اقتصادی اجتماعی خانواده دختر در جامعه برمی گردد. علاوه بر این وسایل و اسباب لازم برای اجرای نمایش یعنی خریدن گل و شیرینی را مهیا می کنند.
جلوی صحنه: براساس مولفه های مذکور پسر به همراه پدر، مادر و خواهر خود قدم به جلوی صحنه این نمایش می گذارند. خانه دختر به عنوان محیط اجرای این نمایش در نظر گرفته میشود. جلوه (قیافه) و منشی که خانواده پسر از خود بروز می دهند، مطابق با منزلت اجتماعی آنها به عنوان افراد ظاهرا متشخص، تحصیل کرده و با فرهنگ است. ایشان با لباس های رسمی خود به همراه دسته گل و شیرینی با شکوه و مجلل و رفتاری گرم، صمیمانه، مودبانه و در عین حال مرموزانه در مجلس خواستگاری حضور پیدا می کنند. بر اساس اصل مدیریت تاثیرگذاری، خانواده مذکور در تلاش برای نزدیکی و صمیمیت هرچه بیشتر طوری رفتار می کنند که گویی اولین و آخرین جایی است که برای خواستگاری رفته اند، چنان در القای این مطلب با تملق و چاپلوسی و زبان بازی مشغولند که خانواده دختر نیز باور کردند که خانوداه ای منحصر به فرد و استثنایی هستند.
مادر این خانواده به عنوان کارگردان و بازیگر اصلی این صحنه،مدیریت خود را مبنی بر حفظ انضباط نمایشی دیگر بازیگران این صحنه یعنی اعضای خانواده خود اعمال می کند. براین اساس او از طریق کنترل نامحسوس و همه جانبه مراسم خواستگاری؛ سعی میکند با تغییر حالت های چهره و لحن صدای خود، برایفای نقش صحیح اعضای خانواده اش در لحظاتی خاص تاکید کند. همچنین با هشیاری فراوان سعی در تصحیح خطاهای احتمالی اعضای خانواده اش در حین گفتگو را دارد.
خانواده پسر در در طول نمایش سعی میکنند تصویری آرمانی از خودشان به نمایش بگذارند. در این روند به ناچار احساس میکنند مسائلی را باید پنهان نگه دارند. این مسائل به "داغ احتمال بی اعتباری" اشاره دارد. داغ احتمال بی اعتباری به هویت ننگ آلود افراد در گذشته باز میگردد. این خانواده تلاش می کنند لذائذ پنهانی در زندگی قبلی خود که با نقش فعلیشان مغایر است ( یعنی سابقه اعتیاد به مواد مخدر پدر و پسر خانواده ) را مخفی کنند. برای رسیدن به این هدف با پرداخت حق السکوت به همسایگان و آشنایان خود مبنی بر مخفی نگه داشتن این سابقه اقدام کرده اند. همچنین این خانواده با صرف هزینه هنگفت مدارک معتبر آکادمیک برای فرزندان خود جعل کرده اند و اعتبار نسبتا مناسبی برای خود به دست آورده اند. پسر مذکور نیز در تلاش برای مخفی کردن لذائذ ناسازگار با ایفای نقش فعلی خود قبل از اجرای این نقش، یعنی داشتن روابط دوستانه با دختر مورد علاقه اش، می کوشد.
بر همین اساس، برای جلوگیری از مخدوش شدن چهره آرمانی خانواده خود، آنها با ایجاد هاله ای برای خود، ابهت و عظمتی از خود به نمایش می گذارند که خانواده دختر از پرس و جوی زیاد درباره گذشته آنها خودداری کنند. خانواده دختر نیز با حفظ فاصله خود از خانواده خواستگار سعی میکنند اعتبار این هاله را خدشه دار نکنند.
پسر خواستگار نه از روی میل و رغبت بلکه تحت فشار خانواده خود خصوصا مادرش، نقاب یک خواستگار مشتاق و دل باخته بر چهره خود می زند و برهمین اساس خودی که از وی در جریان این کنش متقابل نمادین(خواستگاری)شکل می گیرید یک خود متظاهر عاشق پیشه است.
در جریان مراسم خواستگاری هویت مناسبی از خانواده خواستگار درنظر خانواده دخترشکل می گیرد و آنها (خانواده خواستگار) در تلاش برای اجرای هرچه بهتر نقش خود؛ سعی در تثبیت همه جانبه هویت مذکور میکنند تا هرچه بیشتر شانس دریافت پاسخ مثبت از طرف خانواده دختر را افزایش دهند.
پرده سوم نمایش: این خواستگاری به کجا می انجامد؟؟؟
بسم تعالی